نبوغی که در میان آتش، خاکستر شد

در دل شب‌های تاریک غزه، جایی که بمباران‌های اسرائیل همچون طوفانی از ظلم و ستم ادامه داشت، جوان نابغه فلسطینی، شعبان احمد، در آتش نسل‌سوزی اسرائیل جان داد و حالا پژواک فریاد این تراژدی، چهره و آینده‌ای روشن برای ملت فلسطین را زیر سوال می‌برد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که بار دیگر آسمان غزه از دود و آتش پر شده بود، شعبان احمد در چادری که خانواده و مادرش در آن پناه گرفته بودند، جان سپرد. او که در دانشگاه به دنبال کشف رمز و رازهای نوآوری و تکنولوژی بود، با شور و شوق و عشق به علم، به دنبال راه‌حل‌هایی برای مشکلات کشورش می‌گشت. آن شب، زمانی که بمباران‌های نظامی همچون تندباد به چادرهای پناهندگان سرازیر شد، لحظه‌ای که زمان گویی برای او ایستاد و آرزوهای علمی و انسانی‌اش در میان شعله‌های آتش از بین رفت، شاهد پایان یک رؤیای بلندپروازانه بودیم.

شعبان احمد، نخبه نوزده ساله فلسطینی که به عنوان امید نسل جوان فلسطینیان شناخته می‌شد، با دانش و نوآوری خود الهام‌بخش هم‌عصرانش بود. او روزها و شب‌ها را در پی یافتن پاسخ‌هایی برای معضلات کشورش سپری می‌کرد؛ روزهایی که با همت و تلاش بی‌وقفه‌اش، کوشید تا چراغ دانش را در دل تاریکی‌های ظلم روشن نگه دارد، اما همچون بسیاری از استعدادهای درخشان که در میان طوفان‌های سیاسی و نظامی از دست می‌روند، شعبان احمد نیز در برابر طوفان بی‌رحمی نظامی اسرائیل نتوانست مقاومت کند.

شعبان دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار بود و اولین گام‌های خود را برای رسیدن به آرزوی بزرگ خود یعنی مهندس شدن آغاز کرده بود. او در مکانی زندگی می‌کرد که پر از چالش‌ها و امیدها بود، اما او خیلی زود به عنوان یکی از قربانیان نسل‌کشی رژیم صهیونیستی از این دنیا رفت.

برادر کوچک‌تر او در حالی که سعی می‌کرد ناراحتی خود را از دست دادن برادر و مادرش پنهان کند به خبرگزاری آناتولی گفت: برادرم شعبان پشتیبان، دوست، برادر و همراه من بود و از دست دادن او امری ساده نیست، به خصوص که او در بمباران قبلی اسرائیل یک هفته پیش در مسجد روبروی بیمارستان شهدای الاقصی به طور جزئی مجروح شده بود.

یک هفته قبل از شهادتش، شعبان در مسجد روبروی بیمارستان شهدای الاقصی مشغول تلاوت قرآن بود و دقیقاً ساعت یک بامداد به تلاوت آن پایان داد و حدود نیم ساعت بعد، هواپیماهای جنگی به مسجد یورش بردند اما او به طور معجزه آسایی از این بمباران جان سالم به در برد.

شبی که آتش صهیونیست‌ها آرزوهای شعبان را سوزاند

برادر شعبان با یادآوری وقایع آن شب غم انگیس می‌گوید: ساعت ۱:۳۰ بامداد، چادری که برادر و مادرم در آن خوابیده بودند بمباران شد و من در چادر کناری بودم و با وحشت از خواب بیدار شدم و چیزهایی را دیدم که تاکنون در زندگی مشاهده نکرده بودم و نمی‌توانستم کاری انجام دهم.

وی با اشک‌های پر از اندوه خونین افزود: مادر و برادرم را دیدم که جلوی چشمانم می‌سوختند و نتوانستم آن‌ها را نجات دهم.

او می‌گفت: «دردناک‌ترین صحنه آن شب، دیدن برادرم بود که جلوی چشمان همه می‌سوخت بدون اینکه کسی بتواند به او کمک کند. شعله‌های آتش همه چیز را فرو برد و هیچکس به دلیل آتش‌سوزی عظیم نمی‌توانست نزدیک شود.»

وی در مورد سرنوشت بقیه اعضای خانواده می‌گوید: «آن‌ها پراکنده شدند و هر کدام در جای دیگری ماندند، خواهرم مجروح شده بود و در بیمارستان شهدای الاقصی به سر می‌برد و پدرم نیز در بیمارستان خان یونس (جنوب) بستری است.»

برادر شهید شعبان در رابطه با زندگی او گفت که شعبان بعد از تخریب خانه مان در حملات قبلی سخت کار می‌کرد تا از خانواده خود حمایت کند و ما به چادرهای نزدیک بیمارستان پناه برده بودیم. شعبان علیرغم همه این چالش‌ها به ادامه تحصیل به صورت الکترونیکی ادامه داد و برای پیگیری دروسش هر روز مسافت زیادی را برای دسترسی به اینترنت طی می‌کرد.

اما در آن شب که جنگنده‌های اسرائیلی چادرهای آوارگان را هدف قرار دادند، شعبان چاره‌ای نداشت جز اینکه سعی کند از آتشی که سریع‌تر از او بود فرار کند، اما در نهایت آتش او و چادرش را سوزاند و آرزوهایش نیز مانند جسدش از بین رفت. شعبان در حال سوختن مرتب می‌گفت: «یا الله».

نبوغی که در میان آتش، خاکستر شد

در فضای پرتنش غزه، جایی که هر گوشه و کناری از زخم‌های قدیمی حکایت از درگیری‌ها و از دست دادن‌های بی‌شمار دارد، قصه‌ی شعبان احمد پیامدهای فاجعه‌آمیز حملات نظامی اسرائیل را به تصویر می‌کشد. او جوانی بود که با علاقه و اشتیاق در جستجوی راه‌های نوین برای حل مشکلات کشورش بود؛ جوانی که قرار بود افق‌های تازه‌ای از دانش و نوآوری را به روی جامعه فلسطینی بگشاید، اما همان حملات برنامه‌ریزی شده، او را از سرنوشت روشن جدا ساختند و آینده‌ای که قرار بود درخشان باشد، به خاکستر تبدیل شد.

با نگاهی تاریخی به این ماجرا، می‌توان گفت که سیاست‌های نظامی اسرائیل بخشی از استراتژی گسترده‌ای برای انهدام زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی فلسطین است. هر انفجار، هر بمب، گواهی است بر آن سیاست که در آن ارزش‌های انسانی، علم و دانش نادیده گرفته می‌شوند. در چنین فضایی، حتی نزدیک‌ترین و روشن‌ترین نور امید نیز به راحتی در برابر طوفان‌های ظلم فرو می‌ریزد و به خاطراتی دردناک بدل می‌شود.

خبر از این حادثه، موجی از واکنش‌های بین‌المللی در میان مردم جهان را به همراه داشت؛ واکنش‌هایی که در آن سکوت نهادهای بین‌المللی، نشان از بی‌تفاوتی نسبت به این جنایت داشت. جامعه جهانی که قرار بود مدافع حقوق بشر باشد، بار دیگر با چنین فاجعه‌ای مواجه شد و سوالات زیادی درباره آینده فلسطینیان و ارزش‌های فرهنگی و علمی آنان مطرح گردید. آیا جهان قادر است صدای مقاومت و امید را در میان این ظلم خاموش نگه دارد؟ یا این حملات نظامی، که به طور برنامه‌ریزی شده زیرساخت‌های فرهنگی و علمی فلسطین را تضعیف می‌کنند، راهگشای پایان ظلم نخواهند بود؟

Rewind 10 Seconds
00:00
00:00
00:00
Settings
Fullscreen
 

شعبان چند روز قبل از سوختنش با انتشار پستی در اینستاگرام به بیان درد و رنج خود پرداخت و گفت: «من رویاهای بزرگی داشتم، اما جنگ (اسرائیل) آنها را نابود کرد و این جنگ باعث بیماری جسمی و روحی من شد… من از افسردگی رنج می‌برم و به دلیل ضربه‌های مداوم موهایم ریخته است.

او همچنین با ابراز امیدواری برای آینده‌ای روشن برای خانواده خود و کودکانی که از وحشت جنگ رنج می‌برند، از مردم خواست تا از آرمان آوارگان حمایت کرده و از آلام آنان بکاهند.»

شعبان احمد امروز نمادی است از آن آرزوهایی که در دل‌های جوان فلسطینیان می‌درخشند؛ نمادی از ایستادگی در برابر ظلم و نابودی، و یادآوری از اینکه هر بار که یک جوان نابود می‌شود، بخشی از آینده و امید این ملت نیز از میان می‌رود. در سایه‌ی این حادثه، لازم است جامعه جهانی با دیدی منصفانه و هوشیارانه به بررسی سیاست‌های سرکوبگرانه بپردازد؛ سیاست‌هایی که تنها هدفشان حفظ قدرت و اعمال خشونت است و هیچ توجهی به ارزش‌های انسانی، فرهنگی و علمی ندارد.

کد خبر 852781

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.