به گزارش ایمنا، اردیبهشت سال ۸۵ بود که به همراه همسر و فرزند ۳ ساله ام برای چند روزی به شمال سفر کردیم، همه چیز خوب بود و خیلی به ما خوش گذشت اما این خوشی طولی نکشید، با همسرم سعید از شرکتی که در آن کار می کرد تماس گرفتند و او باید به خاطر مشکلی که پیش آمده بود خود را زودتر به اصفهان میرساند، در مسیر بازگشت به اصفهان و در جاده دلیجان باران شدیدی هم می بارید و سعید برای آنکه زودتر به محل کارش برسد، شتابزده رانندگی می کرد.
من مثل همیشه جلوی ماشین نشسته بودم و طبق عادت تمایلی به بستن کمربند نداشتم... نیما پسرم از سر کنجکاوی مدام با من و پدرش حرف میزد و سوال می پرسید، ناگهان کنترل ماشین از دست سعید که حواسش پرت حرف زدن با نیما شده بود، خارج شد، بعد آن حادثه را به خاطر نمیآورم؛ وقتی چشم بازکردم خودم را روی تخت بیمارستان دیدم و بدنی که انگار از من نبود، حسی نداشت و نمی توانستم تکان بخورم، گویا چند روزی در کما بودم، مادر، پدرم و سعید و نیما را دیدم که نگران و غم زده و مبهوت در کنار تختم ایستادهاند، خوشبختانه در این تصاف همسر و فرزندم آسیب ندیده بودند اما من بر اثر شدت ضربه ای که به ستون فقراتم وارد شده بود دچار آسیب شدید در نخاع و در نهایت قطع نخاع شدم.
عدم کنترل مدفوع و ادرار یکی از مشکلاتی بود که با قطع نخاع برای من حادث شده بود پس از گذشت هفته ها در بیمارستان پزشکان اجازه ترخیص دادند اما برای همیشه باید از ولیچر استفاده می کردم. چرا که به گفته پزشک معالج ناتوانی من کامل و دائمی بود.
دیگر مثل قبل نمی توانستم خانه داری کنم، ناتوان شده بودم. ناتوانی من گرمی زندگیمان را از بین برده بود ودیگر نمی توانستم مثل قبل برای نیما و سعید وظایف مادری و همسرداری ام را انجام دهم از سوی دیگر هزینه های درمانی هم مشکلات را دو چندان میکرد. همان سال به شرکت بیمه برای دریافت خسارت و دیه مراجعه کردیم اما با وجود اینکه ماشین بیمه بود و هم همسرم گواهینامه رانندگی داشت، آنها به استناد ماده قانونی سال ۱۳۴۷ به ما اعلام کردند که چون من همسر راننده هستم، بیمه تعهدی برای پرداخت دیه به من ندارند.
ناامید شدم و بعد از آن دیگر دنبال دیهام نرفتم، چند سال که گذشت، سعید از وضعیت و مشکلات موجود خسته شد و همین ادامه زندگی با من را برای او سخت میکرد، او علی رغم اینکه مقصر اصلی ناتوانی من بود، بلاخره من و نیما را تنها گذاشت و به خارج از کشور مهاجرت کرد. از آن پس مادر و پدرم، من و پسرم را زیر بال و پر خود گرفتند با این حال معلولیت شدید، مشکلات مالی و هزینههای سنگین درمانی واقعا شرایط سختی را برای من و خانوادهام به وجود آورده بود.
سالها با مشکلات مالی زیادی دست و پنجه نرم کردم تا اینکه روزی از طریق یکی از دوستان در انجمن آسیب نخاعی که فهمیده بود من با وجود شرایط سخت نتوانستهام از بیمه دیه خود را بگیرم مرا به "موسسه حقوقی آزاداندیشان" معرفی کرد تا در خصوص مشکلم با وکلای این موسسه مشورت کنم، به همراه پسرم نیما که دیگر برای خودش مردی شده به این موسسه رفتم مشاوره با وکیل رایگان بود، مدارکم را بررسی کرد و بر خلاف تصورم به من گفت که طبق قانون می توانم دیه بگیرم.
وکیل موسسه آزاد اندیشان به من گفت قانونی که بیمه براساس آن از دادن دیه به من در سال ۸۵ خودداری کرد، تغییر کرده است و طبق قانون جدید من مشمول دیه میشوم. باور نمیکردم اما وکیل میگفت "قانون حاکم برای رسیدگی به پرونده ها قانون در زمان صدور رای است، نه قانون زمان وقوع حادثه و این اشتباهی است که بین مردم و بعضی از محاکم و حتی وکلا و جامعه حقوق دان نیز جا افتاده است، آنها تصور می کنند که براساس سال وقوع حادثه رای صادر میشود اما قانون گذار در آیین دادرسی مدنی صراحتا عنوان کرده است که قانونِ در زمان صدور رای حاکم بر رای است و نمیتوان بر قوانین منسوخ استناد کرد؛ با این حال یکی از تخلفات، استناد به قوانین منسوخ است یعنی اگر یک قاضی در دادنامه به قانونی منسوخ استناد کرد این یک تخلف است اما این مسئله را نه تنها مردم که بسیاری از حقوق دانها هم نمیدانند."
من هم مانند بسیاری از مردم نمی دانستم که دیه مشمول مرور زمان نمیشود و فکر میکردم چون ۱۰ سال از حادثه تصادف گذشته است، نمیتوانم دیه ام را بگیرم متاسفانه باورهای نادرستی که بین مردم در خصوص امور حقوقی و قضایی وجود دارد مردم را دچار تصمیم های اشتباه میکند، وقتی ۱۰ سال قبل یک فرد ناآگاه به من گفته بود نمیتوانم حق خودم را بگیریم من ناامید شدم و سالها با مشقت مشکلات مالی و درمانیام را تحمل کردم.
به هر حال وکلیم علیه شرکت بیمه طرح دعوی کرد و شرکت بیمه محکوم به پرداخت دیه شد و در نهایت به لطف خدا و تلاش و همکاری و همفکری وکلای موسسه آزاداندیشان، بر خلاف تصورم که فکر می کردم نهایتا ۷۰ میلیون دیه به من پرداخت میشود، معادل ۸۰۰ میلیون تومان دیه بابت تصادف به من پرداخت شد.
در بسیاری از موارد در بروز حوادث ناگهانی افراد به دلیل جهل به قانون و شوک ناشی از حادثه برای احقاق حق خود اقدامی نمی کنند و گذر زمان بعضاً موجب تضییع حقوق شان می شود.
احقاق حق مانند بسیاری از موضوعات نیاز به تخصص، تبحر، تجربه و آگاهی دارد که در بسیاری از موارد، افراد از طریق مشورت با افراد ناآگاه موجب تضییع حقوق خود میشوند .شما مخاطبان گرامی نیز اگر با مشکلاتی حقوقی از این دست رو به رو هستید میتوانید با شماره ۰۹۱۳۱۱۲۱۳۹۵ با دفتر حقوقی آزاد اندیشان عدالتخواه سپنتا تماس بگیرید و از مشاوره رایگان با وکلای مجرب و متخصص در حوزه تصادفات بهره مند شوید.
نظر شما