به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، شهرهای معاصر بیش از هر زمان در حال تغییر و دگرگونی هستند. تحولات بنیادین در انعطافپذیری و پویایی شهرها در حال رخ دادن است که تغییرات ساختاری و ملموسی ایجاد میکند. بر اساس گزارش بانک جهانی، جمعیت شهری در سراسر جهان همچنان روبهرشد خواهد بود و ۹۰ درصد از ساکنان جدید شهری در آفریقا و آسیا متمرکز خواهند شد. این رشد پرسشهای اساسی را مطرح میکند که چگونه میتوان یک رویکرد طراحی را تثبیت کرد که دسترسی عادلانه به فضاها، منابع و خدمات را برای همه ساکنان تضمین کند.
طراحی فراگیر با ایجاد فضاها، خدمات و زیرساختهایی که برای همه افراد، صرف نظر از سن، توانایی یا ویژگیهای جمعیتشناختی قابل استفاده باشند، نقش کلیدی در دسترسپذیری محیطهای شهری ایفا میکند. این رویکرد بر پایه اصول مبتنی بر برابری، انعطافپذیری و سهولت استفاده استوار است. برای مثال، طراحی همزمان پله و رمپ در ساختمانها، امکان حرکت همزمان افراد با ویلچر و پیاده را فراهم میکند و از جداسازی جلوگیری میکند.
در این چهارچوب، فضاهای شهری باید بهصورت مستقل و بدون نیاز به تغییرات بعدی طراحی شوند. این رویکرد شامل سادهسازی اطلاعات همچون علائم بصری و لمسی برای راهنمایی و کاهش خطرات احتمالی همچون طراحی سطوح با شیب ملایم میشود. فضاهای شهری باید انعطافپذیر باشند تا کاربران بتوانند بر اساس نیازهای خود با آنها تعامل کنند. برای مثال، استفاده از نورپردازی متنوع برای افراد با حساسیتهای بصری یا طراحی فضاهای باز با ابعاد متناسب برای حرکت افراد با ویلچر یا کالسکه راهکاری است که در شهرهای فراگیر به کار گرفته میشود تا خدمات را در دسترس همه اعضای جامعه قرار دهد و معلولیت یا کمتوانی بعضی افراد، مانع از حضورشان در اجتماع شود.
در حوزه زیرساختهای شهری، عناصری همچون گذرگاههای عابر پیاده با شیب ملایم یا دربهای خودکار نهتنها برای افراد دارای ناتوانی، بلکه برای والدینی که با کالسکه کودک خود حرکت میکنند یا کارگرانی مفید است که کالاها را جابهجا میکنند، همچنین، استفاده از متون لمسی و رنگهای کنتراستی در علائم راهنمایی، علاوه بر کمک به افراد نابینا، زیبایی بصری محیط را نیز افزایش میدهد.
منافع این رویکرد فراتر از دسترسپذیری فیزیکی است. طراحی فراگیر با حذف موانع، استقلال، کرامت و فرصتهای برابر را برای همه ساکنان فراهم میکند. این امر بهویژه در جوامعی با رشد جمعیت سالخورده یا نرخ بالای شهرنشینی، حیاتی است. دستیابی به فراگیری واقعی نیازمند هماهنگی مداوم بین طراحان، سیاست گذاران و شهروندان است. حتی طراحیهای فراگیر ممکن است با نادیده گرفتن بخشی از تنوع انسانی همچون نیازهای فرهنگی یا اقتصادی ناکافی باشند. این رویکرد، دسترسپذیری را به یک اصل بنیادین در برنامهریزی شهری تبدیل میکند و شهرها را به فضاهایی تبدیل میکند که برای همه، بدون تبعیض، طراحی شدهاند.
موانع موجود در طراحی شهری
ساختار بسیاری از شهرها بهگونهای است که موانع متعددی برای مشارکت همه افراد در پویاییهای شهری ایجاد میکند. این موانع گاه به شکل شکافهایی در فضای شهری ظاهر میشوند که انسجام اجتماعی و فراگیری را تحت تأثیر قرار میدهند. چنین چالشهایی بهویژه برای گروههای آسیبپذیر همچون سالمندان و افراد دارای ناتوانی برجستهتر است. با توجه به رشد سریع جمعیت سالخورده و این واقعیت که بیش از نیمی از افراد دارای ناتوانی، در مناطق شهری زندگی میکنند، این مشکلات تشدید میشود.
پیشبینیها نشان میدهد که تا سال ۲۰۵۰، تعداد افراد بالای ۶۵ سال دو برابر افراد زیر پنج سال خواهد بود و بهطور تقریبی برابر با تعداد افراد زیر ۱۲ سال خواهد شد. این تغییرات دموگرافیک فشار زیادی بر زیرساختهای شهری وارد میکند، زیرا بسیاری از شهرها برای پاسخگویی به نیازهای جمعیت سالمند طراحی نشدهاند. سالمندان اغلب با موانعی در دسترسی به حملونقل عمومی، خدمات بهداشتی و فضاهای عمومی روبهرو هستند که موجب انزوای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی آنان میشود، همچنین فناوریهای هوشمند که بهعنوان راهحلهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و استقلال سالمندان معرفی شدهاند، گاه بهدلیل دسترسی نابرابر یا سوءتفاهم درباره اهدافشان، شکاف دیجیتال را تشدید کرده و احساس بیگانگی در میان سالمندان ایجاد کردهاند.
برای مقابله با این چالشها، شهرها باید به سمت طراحی فراگیر حرکت کنند که نهتنها نیازهای جمعیت سالمند بلکه تنوع انسانی را نیز در نظر بگیرد. این مسیر شامل ایجاد فضاهای عمومی دسترسپذیر، تقویت مشارکت اجتماعی سالمندان و گروههای مختلف و استفاده از فناوریهای هوشمند برای حمایت از استقلال آنان است. مشارکت فعال شهروندان در همه سنین و با همه زمینهها، در فرایند تصمیمگیری شهری ضروری است تا نیازها و خواستههای آنان در سیاستها و برنامهها لحاظ شود. تنها با چنین رویکرد جامعی میتوان شهرهایی ساخت که برای همه گروههای جمعیتی فراگیر باشند و انسجام اجتماعی را تقویت کنند.
سیستم یکپارچه شهری
شهرها در پاسخ به تغییرات دموگرافیک و اجتماعی مداوم، نیاز به استراتژیهای طراحی جدیدی برای ترویج دسترسپذیری و فراگیری دارند. فضاهای شهری بهعنوان یک شبکه از ارتباطات وابسته به هم عمل میکنند. این شبکه پیچیده از اجزای شهری همچون گذرگاهها، پیادهروها، ساختمانها و زیرساختهای خدماتی بهصورت وابسته و هماهنگ با یکدیگر تعامل دارند. هر عنصر در این سیستم نقش کلیدی ایفا میکند و باید بهصورت مداوم در یک مدل یکپارچه ادغام شود. این یکپارچگی از گذرگاههای عابر پیاده آغاز میشود و تا سقف ساختمانها ادامه مییابد، از دروازههای ورودی تا نقاط بعدی در زنجیره شهری، پیادهروها و فضاهای داخلی ساختمانها را در بر میگیرد. این کل هماهنگ، شهری را تشکیل میدهد که در پاسخ به تغییرات دموگرافیک همچون رشد جمعیت سالخورده یا افزایش افراد دارای ناتوانی و تحولات اجتماعی همچون نیاز به فضاهای مشارکتی یا فناوریهای هوشمند، نیازمند استراتژیهای طراحی نوین است تا دسترسپذیری و فراگیری را تقویت کند.
اگر این سیستم نتواند نیازهای تنوع جمعیتی همچون افراد سالخورده، معلولان یا اقشار اقتصادی مختلف را در طراحی در نظر بگیرد، نابسامانیهای ساختاری ایجاد میشود. برای مثال، ناهماهنگی بین سازمانهای شهری در توزیع خدمات بهداشتی یا فضاهای سبز، منجر به محرومیت مناطق خاص از امکانات ضروری میگردد. در بلندمدت، این ناسازگاریها نهتنها پایداری شهری را تهدید میکند، بلکه هزینههای اقتصادی و اجتماعی را افزایش میدهد.
طراحی فراگیر و تجربه فضایی
درک این نکته که تجربه فضایی بر اساس عواملی همچون جنسیت، سن، تواناییهای جسمانی و شرایط شناختی یا عاطفی متفاوت است، طراحان را به سمت ادغام دیدگاههای فراگیرتر در طراحی سوق میدهد. شهرهایی که از رویکردهای پاسخگو به جنسیت در شهرسازی استفاده کردهاند، راههایی برای بهبود ایمنی در حملونقل عمومی، بازتوزیع استفاده از فضاهای مشترک و طراحی محیطهایی شناسایی کردهاند که عدالت بیشتری در زندگی روزمره ایجاد میکنند. یک دیدگاه استاندارد صرف، تجربیات و نیازهای متنوعی را نادیده میگیرد که بر نحوه سکونت افراد در فضاهای معاصر تأثیر میگذارند. شهرها بهطور معمول بر اساس یک کاربر نمونه طراحی شدهاند و چگونگی تعامل هویتها و سبکهای زندگی مختلف با محیط ساخته شده را نادیده گرفتهاند، اما امروزه بهطور کامل پذیرفته شده است که هیچ مدل استانداردی برای بزرگسال وجود ندارد.
تأثیر طراحی فراگیر بر فضاهای عمومی
ادغام رویکردهای فراگیرتر، چگونگی تصور از فضاهای عمومی و زیرساختهای شهری را دگرگون میکند. هر تصمیم طراحی از چیدمان مبلمان شهری تا سازماندهی مسیرها، میتواند دسترسپذیری و حس تعلق را گسترش دهد یا محدود کند. ایجاد محیطهای شهری که تنوع انسانی را در نظر بگیرند، نهتنها به عدالت پاسخ میدهد، بلکه تجربه شهری را غنیتر میکند و شهرهایی را برای همه افراد ایجاد میکند که زندگی در آنها لذتبخش است.
در نظر گرفتن سنین مختلف در برنامهریزی شهری، برای ایجاد محیطهایی که مراحل مختلف زندگی را همراهی کنند، امری ضروری است. کودکان به فضاهای عمومی ایمن و جذاب برای بازی و کاوش نیاز دارند، نوجوانان به فضاهای اجتماعی فراتر از مراکز خرید نیاز دارند، برای سالخوردگان و افراد دارای ناتوانی، دسترسپذیری، مبلمان خیابانی مناسب و دسترسی به خدمات برای حفظ استقلال حیاتی است. ابتکاراتی که به بازاندیشی فضاهای عمومی میپردازند، روز به روز رایجتر میشوند.
حتی سرعت قدم زدن افراد در تعامل با شهر تأثیرگذار است. این عامل فیزیکی نشان میدهد که در طول زندگی، تجربه ساکنان از فضاهای عمومی و جو شهری بهدلیل تغییر محیط و پیری اجتنابناپذیر، دگرگون میشود. در این شرایط، میتوان پتانسیل بالایی برای نوآوری در شهرها جستوجو کرد تا بتوانند به چشمانداز چندنسلی دست پیدا کنند.
شهرهای چندنسلی و تقویت بافت اجتماعی
شهرهایی که به نیازهای گروههای سنی مختلف پاسخ دهند، کیفیت زندگی را بهبود میبخشند و تعامل بین نسلها را تقویت میکنند. ساخت شهرهای دوستدار سالمندان برای ایجاد محیطهایی با کیفیت زندگی ملموس ضروری است؛ محیطهایی که تمام مراحل چرخه زندگی را در طراحی شهری منعکس و به هم متصل کنند.
توسعه شهرهای جهانی، در چهارچوب طراحی فراگیر و جهانی، نیازمند نادیده گرفتن مدلهای پیشین نیست، بلکه گسترش آنها برای پاسخگویی به جامعهای متنوعتر و پویاتر است. شهر باید از بازتاب یک استاندارد صرف فراتر رود و به فضایی تبدیل شود که بتواند همه ساکنانش را با تمام تنوعشان بپذیرد. مدیریت شهرها چالشبرانگیز است، اما در این پیچیدگی است که فرصتهایی برای پویاییهای جدید تحت تأثیر نوسانات آماری، جابهجاییهای گسترده جمعیت و گشودگی نسبت به دیدگاههای نوین جهان ظهور میکند.
نظر شما