به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسانههای آزاد، روزنامهها و مطبوعات در هر جامعهای از ارکان توسعه و دموکراسی بهشمار میآید، بر این اساس خبرگزاری ایمنا، مرور عناوین مطبوعات کشور را بهصورت روزانه در دستور کار خود دارد.
روزنامه ایران در صفحه نخست امروز خود با تیتر «عصر جدید هستهای» نوشت: «با سرعت گرفتن روند برچیدن عناصر اساسی نظم بینالمللی پس از جنگ توسط دولت دوم ترامپ، به نظر میرسد که این دولت برخی پیامدهای آشکار اقدامات خود را در نظر نگرفته است؛ از جمله آغاز دور جدیدی از اشاعه هستهای، این بار نه توسط تروریستها یا دولتهای یاغی، بلکه توسط کشورهایی که پیشتر بهعنوان متحدان آمریکا شناخته میشدند.
بازگرداندن سیاست خارجی به یک قرن پیش، تهدید وجودیای را که امروز با آن مواجهیم از بین نخواهد برد؛ یعنی دانش گسترده هستهای و فناوری هستهای نسبتاً ارزان و در دسترس. رژیم منع اشاعه که مانع گسترش تسلیحات هستهای در سطحی وسیع شده است، درواقع یک اقدام داوطلبانه از سوی کشورها برای محدود کردن خودشان است، کشورهایی که به این رژیم پایبندند، زیرا احساس امنیت بیشتری در چهارچوب آن دارند. اما این احساس امنیت تا حد زیادی به این دلیل است که این رژیم درون یک نظام بینالمللی گستردهتر و تحت نظارت قدرتی عمدتاً خوشخیم، یعنی آمریکا، قرار دارد. این شبکه مشارکتهای بینالمللی، از جمله نهادهایی مانند ناتو، همان چیزی است که دولت ترامپ در حال ازهمگسیختن آن است.
همه باید درک کنند که اگر نظم لیبرال فروبپاشد، رژیم منع اشاعه هستهای نیز همراه با آن سقوط خواهد کرد و در این صورت، قدرتهایی که برای دستیابی به تسلیحات هستهای شتاب خواهند کرد، دوستان سابق آمریکا خواهند بود، کشورهایی که دیگر اطمینان ندارند میتوانند به تضمینهای امنیتی ایالات متحده تکیه کنند و حتی ممکن است از اعمال فشار آمریکا بیم داشته باشند.
کنت والتز، دانشمند علوم سیاسی، به این استدلال در مورد گسترش تسلیحات هستهای مشهور است که «بیشتر ممکن است بهتر باشد» زیرا رقابتهای بینالمللی از طریق بازدارندگی ناشی از «نابودی متقابل تضمینشده»، بهطور پایدار تثبیت خواهند شد. اکنون جهان ممکن است در آستانه آزمودن این فرضیه باشد و از آنجا که خطرناکترین مرحله فرآیند اشاعه، همواره دورهای است که کشورها در آستانه عبور از آستانه هستهای قرار دارند، اگر دولت ترامپ مسیر خود را تغییر ندهد، احتمالاً سالهای پیشرو با بحرانهای هستهای تعریف خواهند شد.
بیشتر توجهات در حوزه هستهای همواره معطوف به ابرقدرتها بوده است و پس از آنها، به کشورهایی مانند کره شمالی (که در سال ۲۰۰۶ هستهای شد)، عراق (که در پی دستیابی به تسلیحات هستهای بود) و ایران (که اکنون در آستانه هستهای شدن قرار دارد). با این حال، به لطف تحولات اخیر، دو مورد اغلب نادیده گرفتهشده بریتانیا و فرانسه اکنون شایسته بررسی بیشتری هستند. بریتانیا اولین برنامه تسلیحات هستهای جهان را در سال ۱۹۴۱ آغاز کرد و دو سال بعد، آن را با پروژه منهتن ادغام کرد. اما زمانی که واشنگتن پس از جنگ همکاری خود را متوقف کرد، لندن تصمیم گرفت بهتنهایی ادامه دهد و در سال ۱۹۵۲ اولین بمب خود را با موفقیت آزمایش کرد.»
روزنامه کیهان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «فهرست بلند قلدریهای آمریکا و بدعهدیهای اروپا» نوشت: «یکی از ترجیعبندهای بسیاری از مسائل بینالمللی و سیاست خارجی ایران در طی سالیان پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، قلدری آمریکایی و بدعهدی و در عین حال بیخاصیتی اروپا بالاخص سه کشور شاخص اروپای غربی در قبال ایران بود. این قلدری آمریکایی و بدعهدی اروپایی یکی از محورهای مهم سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر ایشان با کارگزاران نظام بود که نگاهی به سابقه آن میتواند از سوءتفسیرها و سادهاندیشیها در مسائل سیاست خارجی جلوگیری کند.
سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارگزاران نظام در ماه مبارک رمضان، به پایانی بر مسیر فریبانگیز ترامپ و دولتمردان جدید آمریکا و همچنین مواضع وقیحانه اروپاییها و به خصوص سه کشور تروئیکای اروپایی (انگلیس، آلمان و فرانسه) بدل گشت.
در شرایطی که وقاحت اروپاییها در ماههای اخیر مسیری رو به رشد به خود گرفته بود و این دسته از کشورها بدون در نظر گرفتن بیتفاوتی خود نسبت به تعهداتشان در برجام، ایران را هدف هجمههای خود قرار میدادند و در موقعیتی که در سایه برخی از موضعگیریهای اشتباه و ارسال سیگنالهای مثبت در دولت، دولتمردان آمریکا چه در ماههای پایانی بایدن و چه در زمان دولت ترامپ اقدام به وضع تحریمهای بیشتر و افزایش فشار بر کشورمان کردهاند، این سخنان رهبری به نوبه خود توانست مهر پایانی بر آمال واهی غربیها در تسلیم ایران در برابر زیادهخواهیهای آنان و همچنین رویکردی در داخل کشور باشد که به شکل خودآگاه و ناخودآگاه به ضلعی دیگر از تأثیرگذاری آمریکا و اروپا بدل گشتهاند.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ تاکنون، آمریکا بارها و بارها سیاستهای خصمانه، فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و اقدامات مداخلهجویانه علیه ایران اتخاذ کرده است. این سیاستها که به وضوح نشاندهنده تلاش آمریکا برای ضربه زدن به استقلال و پیشرفت ایران است، شامل موارد متعددی است که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
حمایت از کودتا و تجزیهطلبان: آمریکا از همان ابتدای انقلاب، به حمایت از گروههای معاند و تجزیهطلب پرداخت و با تأمین مالی و تسلیحاتی این گروهها، تلاش کرد ثبات ایران را به خطر بیندازد. نمونه بارز این اقدامات، حمایت از گروهکهای تروریستی نظیر منافقین بود که با انجام عملیاتهای تروریستی، جان هزاران ایرانی را گرفتند. همچنین، آمریکا از شورشهای قومیتی در استانهای مرزی ایران حمایت کرد تا کشور را به سوی ناآرامی و تجزیه سوق دهد.
تحریمهای اقتصادی و فشار حداکثری: آمریکا با وضع تحریمهای گسترده و یکجانبه علیه ایران، تلاش کرد اقتصاد کشور را تحت فشار قرار داده و مردم را با مشکلات معیشتی روبهرو کند. این تحریمها بخشهای مختلفی چون نفت، بانکداری، تجارت، پزشکی و فناوری را هدف قرار داد. حتی در اوج بحرانهای انسانی همچون همهگیری ویروس کرونا، آمریکا با تحریم دارو و تجهیزات پزشکی، سلامت مردم را به خطر انداخت و از هیچ تلاشی برای افزایش فشار بر مردم ایران دریغ نکرد.»
روزنامه جوان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «پژواک مثبت نفی مذاکره با آمریکای قلدر» نوشت: «کاخ سفید در یک بیانیه، بار دیگر موضع دونالد ترامپ درباره ایران را تکرار کرد و گفت که تنها دو راه برای برخورد با تهران وجود دارد؛ رویارویی نظامی یا توافق. استدلال متعارف، ظاهراً این است که تهران برای برطرف کردن خطر رویارویی نظامی، با آمریکا مذاکره کند، اما رسانههای غربی با برجسته کردن کلیدواژه «قلدری» (Bullying) تلویحاً موضع ایران را تأیید کردند،؛ موضعی که آنها در سایه شش هفته ریاستجمهوری ترامپ بیش از هر موقع دیگری با آن همذاتپنداری میکنند.
کاخ سفید به فاصله دو روز بعد از موضع رئیسجمهور آمریکا که گفت به رهبری ایران نامه نوشته و تهران را بین مذاکره یا «گزینههای دیگر» مخیر گذاشته، موضع دونالد ترامپ را شفافسازی کرد و گفت: «میتوان با ایران از طریق نظامی یا از طریق توافق برخورد کرد.» «برایان هیوز» سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید دیروز گفت که «ما امیدواریم رژیم ایران مردم و منافع خود را به تروریسم ترجیح دهد.» همزمان، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد معافیت تحریمی را که به عراق اجازه میداد در ازای واردات برق از ایران، بهای آن را بپردازد، تمدید نکرده است.
یک مقام امریکایی به رویترز گفته است: «واشینگتن هیچگونه تسهیل اقتصادی یا مالی [کاهش تحریمها] به ایران نخواهد داد.» در تهران، همچنان بحثها حول این محور میچرخد که آیا تهران بایستی گزینه مذاکره را انتخاب و از رویارویی پرهیز کند یا اینکه با رد پیشنهاد مذاکره ترامپ، گام در مسیر رویارویی بردارد؛ انتخاب بین دو گزینهای که بسیاری با استناد به عقلانیت متعارف، شق اول آن را ترجیح میدهند. در حالی که مقامهای دولت ترامپ همچنان برای ایران خط و نشان میکشند، به نظر میرسد، فضای افکار عمومی و رسانهها در آمریکا چندان به سود تیم سیاست خارجی ترامپ به پیش نمیرود.شش هفته بعد از کمپین مقابلهجویانه ترامپ با دوستان و متحدان آمریکا از اوکراین تا اروپای غربی و از آنجا تا کانادا و مکزیک، ظاهراً کلیدواژه «قلدر» در سخنرانی دیروز رهبری در ایران بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
کمتر از چند هفته قبل از این مقاله، دویل مک مأنوس در مقالهای با عنوان «ترامپ یک انزواطلب نیست، او یک قلدر است» که در روز ۱۰ فوریه ۲۰۲۵ لسآنجلستایمز آن را منتشر کرد، نوشته که در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، کارشناسان به دلیل اینکه او اتحادها را تحقیر و با ماجراجوییهای نظامی مخالفت میکرد، او را «انزواگرا» نامیدند، در حالی که به گفته مک مأنوس «این برچسب برای رئیسجمهوری که ادعا میکند مایل به اعزام نیرو به غزه، گرینلند و کانال پاناما برای تأمین املاک و مستغلات مطلوب است، مناسب نیست. ترامپ دوست دارد کشورهای کمتر قدرتمند را سرکوب کند و در عین حال رهبران مستبدی مانند پوتین روسیه را چاپلوسی کند.» نویسنده لسآنجلستایمز نوشته است: «سیاست خارجی او نمایانگر یک گسست تاریخی از دکترین اساسی مشترک رؤسای جمهور هر دو حزب از زمان جنگ جهانی دوم است: این باور که رهبری آمریکا برای تضمین صلح جهانی، ثبات اقتصاد جهانی و در صورت امکان، ترویج دموکراسی و حقوق بشر ضروری است.» نویسنده با اشاره به این واقعیت که ترامپ «اغلب با متحدان سختتر از دشمنان است» نوشته است: «او ممکن است به نوعی موفق به خرید گرینلند یا ساختن هتلهای ساحلی در غزه شود.
اما مطمئناً در درازمدت کارهایش برای آمریکا بد خواهد بود - زیرا ایالات متحده را با دوستان و متحدان کمتری درست زمانی که ممکن است به آنها نیاز داشته باشیم باقی میگذارد.» یک روز بعد از این مقاله، ادا مازا در مقالهای در یاهونیوز با اشاره به موضع ترامپ در مورد حماس که گفته بود: «قلدرها را میشناسید؟ میدانید قلدر چیه، درسته؟ من همیشه - و در طول عمرم متوجه شدم، یک قلدر ضعیفترین فرد است. و آنها قلدر هستند حماس قلدر است (چون) ضعیفترین افراد قلدر هستند.» «مازا» مینویسد که برچسب ترامپ به حماس یک «لغزش خیرهکننده فرویدی» است که در واقع «خود واقعی» او را توصیف میکند. «مازا» به این واقعیت اشاره کرده که «منتقدان ترامپ اغلب او را متهم به قلدر بودن میکنند» و نوشته است: «نظرات او در مورد اینکه آنها «ضعیفترین افراد» هستند، چیزی شبیه به اعتراف است.»
روزنامه وطن امروز در صفحه نخست امروز خود تیتر «تحقیر مذاکره» را برگزید و نوشت: «سیاست تشدید فشار تحریمی آمریکا علیه ایران که با امضای یادداشت تشدید فشار بر ایران نمودار شده بود، حالا وارد مرحله جدیدی شده است. ترامپ روز یکشنبه دستور حذف معافیت عراق از واردات برق ایران را صادر کرد که نشان میدهد او در حال بازی نمایشی به نام صلح است.
اقدامات ترامپ نشان میدهد که معنی مذاکره برای آمریکا همان چیزی است که رهبر معظم انقلاب فرمودند؛ یعنی مذاکره برای تحمیل مطالبات در حوزههای هستهای، دفاعی، سیاست خارجی و….
راهبرد ترامپ برای تحقق این مطالبات این است که همزمان با ابراز تمایل برای مذاکره، فشار اقتصادی بر ایران را بیشتر کند و حتی با سخنانی دوپهلو اقدام به تهدید نظامی نیز میکند. ترامپ در ظاهر نسبت به مذاکره ابراز تمایل میکند اما در عمل، قصد دارد پروژه فشار حداکثری تحریمها علیه ایران را پیش ببرد تا از این طریق اقتصاد ایران را به زانو دربیاورد، همانطور که در دوره نخست ریاستجمهوری و در مذاکراتش مدعی آمادگی خود برای مذاکره با ایران برای حل مناقشه هستهای میشد اما پنهانی به کشورهای دیگر فشار میآورد که با ایران هیچگونه همکاری اقتصادی نداشته باشند. اکنون نیز عدم تمدید معافیتهای تحریمی، وجه دیگری از این سیاست خود را نشان داده است.
چند سال پیش وزیر نیروی دولت دوازدهم گفته بود: «هر کشوری که تصور میکند میتواند به عراق صادرات داشته باشد ما نیز تشویق میکنیم که انجام دهد؛ به این دلیل که عراق به دلیل آسیبهایی که در جنگ و همچنین حمله گروههای تکفیری متحمل شده به لحاظ تأمین برق مشکلات زیادی دارد». از آن زمان تاکنون دولت عراق هزینه برق را با تأخیر و به صورت خرد به ایران تحویل داده و ایران با این کشور در این زمینه راه آمده است.
به طور کلی میتوان گفت آمریکا در پیشبرد سیاستهای خود در دنیا منافع هیچ کشوری را لحاظ نخواهد کرد؛ همانطور که با وضع تعرفههایی اروپا و کانادا را تحت فشار قرار داده است، برخی کشورها را نیز مورد تحریم قرار داده است اما از آنجا که برخی کشورها همچون چین و ایران به صراحت اعلام کردهاند تا آخر آماده رویارویی با هر سناریویی از طرف آمریکا هستند، سیاستهای یکجانبه این کشور نمیتواند چندان ادامه داشته باشد، چرا که کشورهای دیگری نیز به جمع مخالفان آمریکا خواهند پیوست و این اقدام اتحادی را شکل خواهد داد که میتواند برونداد آن تقویت اقتصاد این کشورها باشد. همانطور که ایران به تنهایی توانسته در ۱۰ سال گذشته با وجود تحریمهای آمریکا نهتنها نیاز داخلی خود را تأمین کند، بلکه با توسعه بومیسازی، کمک کرده خروج ارز از کشور کاهش یابد و حتی در برخی کالاها برای صادرات نیز حرف برای گفتن داشته باشد.»
روزنامه شرق در صفحه نخست امروز خود تیتر «نیازمند گردش نخبگانی با احیای احزاب هستیم» را برگزید و نوشت: «از ابتدای ورود «حزب» به ایران فعالیت احزاب در کشور ما با چالشهای متعددی روبهرو بوده و از همان ابتدا احزاب به جای نمایندگی مردم، به ابزارهایی برای قدرتهای حاکم تبدیل شدند و در سیر تاریخی در موارد معدودی از زیر سایه حاکمیتها خارج شدهاند، بنابراین سالهاست با یک بیاعتمادی تاریخی و فرهنگی از طرف افکار عمومی قضاوت میشوند.
نداشتن احزابی واقعی سخن امروز و دیروز نیست و یکی از دلایل مهم سد راه قوام و رشد احزاب ریشه در دولتهایی دارد که علاقهای به فعالیت احزاب نداشتند و حزب فقط آنچه در تأیید و همراهی دولت متبوعش حضور و بروزی محدود داشته باشد، تعریف میشد.
ازاینرو کارکرد فصلی احزاب و تشکلها؛ تولدهای یکشبه و کارکرد مقطعی، جزئی جداییناپذیر برای برخی از آنها بوده است؛ بنابراین برای رسیدن به جایگاه اصلی احزاب نیاز به یک بازتعریف جدید از فعالیت احزاب داریم و در دولت چهاردهم برای نخستین بار مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها برای پیگیری همین موضوع و اولویتدادن به احزاب و تشکلها با هدف هدایت احزاب به سمت جایگاه اصلی که بتوانند در آینده کشور نقشی کلیدی داشته باشند، ایجاد شده است.
یکی از مهمترین مواردی که اینگونه دولت در حال پیگیری آن است، گردش نخبگانی است که ضرورت مدیریتپروری برای دستیابی به شایستهسالاری را در فعالیت احزاب جستوجو میکند. دکتر نورالدین آهی، از چهرههای شناختهشده فعالان سیاسی و احزاب امروز و مشاور رئیسجمهور در این حوزه است و مسئولیتی تاریخی بر دوش دارد تا اولین فردی باشد که قرار است به احیای احزاب بدون نگاه تداخلگرانه دولتی جامه عمل بپوشاند. در گفتوگویی با دکتر آهی به بررسی شرایط سیاسی امروز ایران و نقش احزاب در آینده کشور پرداختهایم.»
روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه نخست امروز خود تیتر «سه روز خونین در شام» را برگزید و نوشت: «با گذشت زمان به نظر میرسد بحران در سوریه ابعاد تازهتری به خود میگیرد. اگر از بازه پنجشنبه (۱۶ اسفند) تا شنبه (۱۸ اسفند) تعداد کشتهها به بیش از ۳۵۰ نفر رسیده بود؛ اما از شنبهشب (۱۸ اسفند) تا دیروز یکشنبه (۱۹ اسفند) تعداد کشتهها در درگیری میان نیروهای امنیتی تحریرالشام با علویهای سوریه، هزار نفر را رد کرد. اکنون درگیریهای سوریه دو جنبه یا بُعد یافته است: یکی، جنبه داخلی و دیگر جنبه خارجی.
الف) ابعاد داخلی بحران: الجزیره در گزارش دیروز یکشنبه نوشت، «دولت موقت سوریه» نیروهای کمکی را به شهرهای ساحلی در شمال غربی این کشور فرستاده است؛ جایی که نیروهای امنیتی در نبردی سنگین با جنگجویان وفادار به بشار اسد هستند. «دیدهبان حقوق بشر سوریه»، مستقر در لندن از «هزار کشته» خبر میدهد و این «خشونتها را یکی از مرگبارترین حوادث از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه در ۱۴ سال پیش» توصیف کرد. بر اساس گزارش این نهاد، ۷۴۵ غیرنظامی، از جمله بسیاری که از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار گرفته بودند، کشته شدهاند. همچنین، ۱۲۵ عضو نیروهای امنیتی دولت جدید و ۱۴۸ شبهنظامی وابسته به اسد جان باختهاند. در نتیجه درگیریها، برق و آب آشامیدنی در مناطق وسیعی از اطراف شهر لاذقیه قطع شده است.
الجزیره مینویسد، نیروهای امنیتی روز شنبه گفتند که کنترل بسیاری از مناطق در استانهای طرطوس و لاذقیه را پس گرفتهاند؛ درحالیکه برخی گزارشهای دیگر از «درگیری بدون پیشروی» یا «پیشروی کند» خبر میدهند. خبرگزاری دولتی سوریه «سانا» به نقل از یک مقام امنیتی ناشناس گزارش داد که پس از این حملات، افراد زیادی بهدلیل انتقام به مناطق ساحلی رفتند. این مقام گفت که این اقدامات «به برخی تخلفات فردی منجر شده و ما در تلاش هستیم تا آنها را متوقف کنیم.» در بحبوحه درگیریهای جاری، دهها غیرنظامی و اعضای رژیم سابق و خانوادههایشان در پایگاه حمیمیم روسیه در حومه لاذقیه پناه گرفتهاند.
ب) ابعاد خارجی بحران: درباره ابعاد خارجی بحران باید به نقش اسرائیل اشاره کرد. ارتش این رژیم اعلام کرد که سلاحهایی را در «حملههای هدفمند» در جنوب سوریه کشف و منهدم کرده و تصاویری نیز از عملیات خود منتشر کرده است. این سلاحها شامل تفنگ، مهمات، موشک و سایر تجهیزات نظامی بود. رسانههای سوریه گزارش دادند که نیروهای اسرائیلی در نزدیکی قله «تل المال» در استان درعا، جایی که زمانی یک پست نظامی متعلق به رژیم سابق سوریه قرار داشت، دست به عملیات زدند. این تپه در حدود ۱۳ کیلومتری (بیش از ۸ مایلی) از مرز اسرائیل و خارج از منطقه حائلی قرار دارد که اسرائیل پس از سقوط رژیم بشار اسد به تصرف خود درآورده بود.
ارتش اسرائیل حضور خود در منطقه حائل جنوب سوریه را «اقدامی موقت و تدافعی» توصیف کرده است؛ اگرچه اسرائیل کاتز وزیر جنگ این رژیم اعلام کرد که نیروهایش در ۹ پ ست نظامی در این منطقه «بهطور نامحدود» مستقر خواهند شد. بنیامین نتانیاهو ماه گذشته گفته بود که جنوب سوریه باید بهطور کامل غیرنظامی شود. او هشدار داد که اسرائیل حضور نیروهای دولت جدید تحت رهبری اسلامگرایان سوریه را در نزدیکی خاک خود نخواهد پذیرفت.»
نظر شما