به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسانههای آزاد، روزنامهها و مطبوعات در هر جامعهای از ارکان توسعه و دموکراسی بهشمار میآید، بر این اساس خبرگزاری ایمنا، مرور عناوین مطبوعات کشور را بهصورت روزانه در دستور کار خود دارد.
روزنامه ایران در صفحه نخست امروز خود با تیتر «معامله میکنم پس هستم!» نوشت: «استیو ویتکاف، فرستاده دونالد ترامپ در خاورمیانه، یک معاملهگر خوشمشرب برای رئیس معاملهگرش است.
ویتکاف دارای یک مجموعه دستورکار گسترده است که شامل بزرگترین چالش ژئوپلیتیکی ترامپ میشود: مذاکره برای توافق بهمنظور پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین، بهعنوان بخشی از یک بازنگری بحثبرانگیز در سیاست خارجی ایالات متحده. دستور کار جنجالی ترامپ که متحدان اروپایی را شوکه کرده است، سنگبنای دوره دوم ریاستجمهوری اوست. او برای تحقق این امر، بشدت به ویتکاف، سرمایهگذار میلیاردر املاک و مستغلات و دوست ۴۰ ساله خود، متکی خواهد بود. آشنایان ویتکاف ۶۷ ساله، او را در مذاکره، چیزی شبیه به دستکش مخملی توصیف میکنند: ظریف و سرراست.
ویتکاف، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه را متقاعد کرد که روز دوشنبه، مارک فوگل، معلم آمریکایی را پس از گفتوگوها در مسکو آزاد کند. ویتکاف همچنین نقش مهمی در متقاعد کردن بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای پذیرش توافق آتشبس و تبادل اسرا در ماه گذشته داشت. به گفته مقامات آمریکایی، او همچنین مسئول مذاکرات ترامپ با ایران برای تلاش بهمنظور دستیابی به یک توافق هستهای جدید در اواخر سالجاری است.
به گفته کسانی که ویتکاف را میشناسند، تاکتیکهای مذاکره ویتکاف ریشه در تجربه او به عنوان یک غول املاک و مستغلات نیویورکی دارد. آنها میگویند ویتکاف میداند چه زمانی از جذابیت استفاده کند، که ترجیح اوست و چه زمانی فشاری را اعمال کند که میتواند رفتار ارعابآمیز ترامپ را هدایت کند.
ترامپ اغلب در طول مبارزات انتخاباتی از جت گلفاستریم G6 ویتکاف استفاده میکرد، از جمله زمانی که سرویس اطلاعات مخفی میترسید که جت ترامپ هدف قرار بگیرد. ونس هم یک پرواز مخفیانه با هواپیمای ویتکاف انجام داد تا قبل از انتخابش بهعنوان نامزد معاونت ریاستجمهوری با ترامپ ملاقات کند. ویتکاف همچنین برای مذاکراتی که منجر به توافق غزه شد، به اسرائیل و قطر پرواز کرد. او پس از نهایی کردن توافق، برت مک گورک، مشاور خاورمیانه جو بایدن را با خود به واشنگتن بازگرداند.»
روزنامه کیهان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ به حال آشفته امروز غرب گریه کرد» نوشت: «باجگیریهای ترامپ از دوستان و متحدان، که به تشدید شکاف بین اروپا و آمریکا منجر شده است، اشک رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ را هم درآورد. وی جلوی دوربینهای تلویزیونی به حال آشفته غرب گریه کرد.
شصتویکمین کنفرانس امنیتی مونیخ روز یکشنبه در حالی به کار خود پایان داد که رسانهها و کارشناسان اعلام کردند این کنفرانس با نمایش اختلافات عمیق بین اروپا و آمریکا رسماً تبدیل به صحنه «طلاق سیاسی دو سوی آتلانتیک» شد. برخی حتی از «پایان حیات سیاسی ناتو» سخن گفتند. برخی نیز هشدار دادند که برنده این وضعیت چین خواهد بود و رهبران پکن از این وضعیت استفاده کرده و با نزدیک شدن به اروپا خود را به عنوان رهبر جدید نظم جهانی معرفی خواهند کرد. موضوعات مهمی از قبیل نیاز اروپا به سرمایهگذاری دفاعی، مواجهه این قاره با تهدیدهای داخلی، عضویت اوکراین در ناتو، نیاز به استقلال دفاعی اروپا در آینده، احیای نقش رهبری آلمان در اروپا، چشمداشت آمریکا بر منابع اوکراین و انزوای اروپا در مذاکرات صلح اوکراین از جمله محورهای مهم این دوره از کنفرانس امنیتی مونیخ بود؛ موضوعاتی که شکاف بین روابط آمریکا و اروپا را افشا کرد.
نشریه نیوزویک هم در مطلبی به بیم و هراس اروپاییها از سیاست خارجی «دونالد ترامپ» به دنبال نشست مونیخ پرداخته و از نگرانی اروپاییها خبر میدهد. به گزارش ایرنا از این نشریه آمریکایی، تنها چند هفته پس از آغاز دولت دوم ترامپ، پیام رئیسجمهوری آمریکا برای اروپا کاملاً روشن و در عین حال ناخوشایند است. بهگونهای که میتوان گفت تعدادی از مقامات اروپایی گردآمده در نشست امنیتی مونیخ، سخنان جیدی ونس معاون رئیسجمهوری آمریکا را که مستقیم به آنها نگاه کرد و به باد انتقاد گرفت، پیشبینی کرده بودند.
به نوشته نیوزویک موضوع دیگر که به بیم و نگرانی اروپاییها در مورد مذاکرات صلح اوکراین دامن زده، سردرگمی بر سر حضور کیف در این مذاکرات است از همین رو برخی پایان کنفرانس مونیخ را برای کیف غمانگیز توصیف کردهاند؛ لحظهای که از نقطهنظر بیل برودر از اعضای ارشد اندیشکده آمریکایی هریتیج، زمانی بود که آمریکا برای منافع شخصی، اوکراین را رها کرد.»
روزنامه جوان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «نیم قرن مقاومت در برابر تهدیدات نرمافزاری» نوشت: «در دنیای امروز، جنگها دیگر فقط به میدانهای نبرد سنتی محدود نمیشود، بلکه تهدیدات نرمافزاری به یکی از پیچیدهترین و گستردهترین چالشهایی تبدیل شده که جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه در طول قریب به نیم قرن گذشته با آن مواجه بوده است. این تهدیدات که بر پایه جنگ شناختی و رسانهای شکل گرفته، هدف اصلیشان تضعیف اراده و همبستگی ملی ایران است. دشمنان جمهوری اسلامی از ابزارهای پیشرفته رسانهای، فضای مجازی و تبلیغات هدفمند برای ایجاد تفرقه و بحرانهای اجتماعی بهره میبرند.
این حملات نرمافزاری، که نه با سلاحهای فیزیکی بلکه با تحریف واقعیتها، بزرگنمایی مشکلات و گسترش اخبار دروغین دنبال میشود، هدفی جز جدا کردن مردم ایران از انقلاب اسلامی و تضعیف اعتماد آنان به نظام جمهوری اسلامی ندارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان اخیر خود درباره تهدیدات نرمافزاری دشمنان، اشاره کردند که این جنگ با هدف دستکاری افکار عمومی مردم، ایجاد تردید در محکمات انقلاب اسلامی و ایجاد اختلاف و دودستگی میان مردم در حال انجام است. ایشان با تأکید بر اینکه دشمنان در تلاشاند اراده ملت ایران را تضعیف کنند، فرمودند: «تهدید نرمافزاری یعنی دستکاری کردن افکار عمومی مردم؛ یعنی ایجاد اختلاف؛ یعنی ایجاد تردید در محکمات انقلاب اسلامی؛ یعنی ایجاد تردید در پایداری در مقابل دشمن. این کار را دارند میکنند. به فضل الهی تا امروز موفق نشدند؛ تا امروز وسوسه دشمن نتوانسته دل مردم ما را تکان بدهد و جوانان ما را از عزم و از حرکت باز بدارد.»
ملت ایران در طول ۴۶ سال گذشته ثابت کرده است که تهدیدات جنگ نرم، هرچند پیچیده و متنوع، نمیتواند بر اراده و همبستگی آن غالب شود و علیرغم همه دشمنیها، خباثتها و نیز برخی کاستیها و ضعفهای مسئولان در حل مشکلات و علیرغم تحمل فشارهای زیاد و گلهمندی از برخی مسئولان و با وجود تمامی فشارها و چالشها، مردم ایران با ایمان به آرمانهای انقلاب اسلامی و آگاهی از تاکتیکهای جنگ شناختی دشمن، موفق به خنثیسازی این تهدیدات شدهاند و امروز نوبت مسئولان است که به تکالیف خود در برابر ملت مقاوم و بصیر ایران که ولینعمتان آنها هستند عمل کنند.»
روزنامه وطن امروز در صفحه نخست امروز خود تیتر «روبیو بر مدار بلینکن» را برگزید و نوشت: «در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با انواع تهدیدهای خارجی مواجه بوده که در ۲ دسته اصلی، یعنی تهدیدهای سخت و تهدیدهای نرم، قابل بررسی هستند. در حالی که تهدیدهای سخت، مانند حملات نظامی و تحریمهای اقتصادی، ابعاد ملموستری دارد، تهدیدهای نرم از طریق نفوذ در افکار عمومی، ایجاد تردید در اصول انقلابی و دامن زدن به اختلافات داخلی اعمال میشود. مقامات ایران، بهویژه رهبر انقلاب، همواره بر اهمیت مقابله با این نوع تهدیدها تأکید کردهاند. ایشان در سخنان اخیرشان در دیدار مردم آذربایجان شرقی بار دیگر هشدار دادند دشمنان به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه عقبنشاندن جمهوری اسلامی، ایجاد نارضایتی و اختلاف در داخل کشور است.
سیاستمداران غربی در مواضع خود نشان دادهاند بیش از آنکه به دنبال جنگ سخت باشند، بر ایجاد نارضایتی در داخل ایران تمرکز دارند. آنها از یک سو با اعمال تحریمها، کشور را در تنگنا قرار داده و از سوی دیگر، همین مشکلات را بهانهای برای تشدید اعتراضات و آشوب میکنند. این تناقض رفتاری در سیاستهای آمریکا کاملاً مشهود است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا پس از آنکه ایران را در ضعیفترین موقعیت خود توصیف کرده، مدعی شده حاکمان ایران نماینده واقعی مردم این کشور نیستند. چنین اظهاراتی نشاندهنده تلاش آنها برای ایجاد شکاف میان مردم و نظام است. پیش از این نیز آنتونی بلینکن، وزیر خارجه دولت بایدن با ادبیاتی مشابه با وجود اعتراف به شکست پروژههای براندازی در ۲۰ سال گذشته، مدعی ضعیف شدن ایران شده بود و از تلاشهای دولت متبوعش برای کمک به افرادی گفته بود که با رمز براندازی، پروژه آشوب در ایران را دنبال میکنند.
با وجود مشکلات اقتصادی که جامعه ایران با آن دستوپنجه نرم میکند، مردم نشان دادهاند در بزنگاههای حساس، پشت انقلاب ایستادهاند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است به رغم طراحیهای متعدد دشمنان برای ایجاد آشوب و تضعیف کشور، مردم ایران از این مسیر فاصله گرفته و اجازه سوءاستفاده به جریانهای خارجی را ندادهاند. در این میان، رسانههای معاند و جریانهای وابسته به دولتهای غربی همواره تلاش میکنند نارضایتیها را به اعتراضات گسترده و بیثباتی تبدیل کنند. آنها با استفاده از فضای مجازی و ابزارهای تبلیغاتی، سعی در القای این گزاره دارند که مشکلات کشور، نتیجه ضعف مدیریت داخلی و ناتوانی نظام در اداره کشور است اما واقعیت این است که بخش بزرگی از فشارهای اقتصادی، نتیجه تحریمهای گستردهای است که همین کشورها علیه ایران اعمال کردهاند.
یکی از مهمترین ابزارهای دشمنان برای پیشبرد جنگ نرم، دامن زدن به اختلافات داخلی است. تجربه تاریخی ایران نشان داده مردم این کشور، با وجود همه فشارها، در لحظات حساس همواره مسیر خود را از جریانهای وابسته به بیگانگان جدا کردهاند. امروز نیز هوشیاری عمومی، رسانههای مستقل و سیاستهای آگاهانه، میتواند سد محکمی در برابر جنگ نرم دشمنان باشد.»
روزنامه شرق در صفحه نخست امروز خود تیتر «چشم ترکیه به شاهراههای منطقه» را برگزید و نوشت: «جمهوری آذربایجان بارها اعلام کرده است عزم راسخ برای ایجاد کریدور زنگزور دارد. این موضوع بارها بهصراحت از سوی مقامات عالی این کشور اعلام شده است. آخرین بار در دیماه امسال، الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان، در مصاحبهای با کانالهای تلویزیونی محلی گفت: «کریدور زنگزور باید باز شود و باز خواهد شد. هرچه زودتر این موضوع را درک کنند، بهتر است». حالا متحد دیرینه جمهوری آذربایجان، یعنی ترکیه، پس از سقوط پایتخت سوریه فرصت بیشتری برای عرض اندام در منطقه پیدا کرده است. ترکیه از دیرباز به دنبال دستیابی به شاهراههای ارتباطی ترانزیت کالا و انرژی بوده است و حالا که در سوریه جدید صاحب نفوذ بیشتری شده، خطر ایجاد دالان زنگزور بیشتر از همیشه احساس میشود.
دالان زنگزور، مفهومی در توصیف یک دالان ترانزیتی است که در صورت اجرا به جمهوری آذربایجان دسترسی بلامانع به منطقه خودمختار نخجوان از طریق استان سیونیک ارمنستان بدون پستهای بازرسی ارمنستان را میدهد. این کار باعث قطع دائم مرزهای ایران و ارمنستان میشود. به معنای وسیع، دالانی ژئوپلیتیکی است که استان آذربایجان شرقی در ایران را از مسیر ترانزیت ترکیه به جمهوری آذربایجان حذف میکند. این مفهوم از زمان پایان جنگ قرهباغ در سال ۲۰۲۰ مدام توسط جمهوری آذربایجان و ترکیه مطرح شده است. درحالیکه ارمنستان پیوسته با آن مخالفت کرده و اعلام میکند «منطق کریدور» که از بیانیه آتشبس حذف شد، منحرف است و این نوعی پروپاگانداست.
بااینحال، جمهوری آذربایجان و ترکیه همچنان به ایجاد این کریدور پافشاری میکنند. در دیماه امسال، الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان، در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود که کریدور زنگزور حتماً افتتاح میشود و «ما خواهان صلح و همکاری در قفقاز جنوبی هستیم. ارمنستان نباید در امور ما دخالت کند. آنها نباید بهعنوان مانعی جغرافیایی میان ترکیه و آذربایجان عمل کنند». او همچنین تأکید کرد که مسلحکردن ارمنستان تنها موجب تنشهای جدید خواهد شد.
بالاگرفتن تنشهای سیاسی ایران با ترکیه و جمهوری آذربایجان در چند هفته اخیر، بیانگر این موضوع است که جنگ کریدوری جدیای علیه ایران توسط این دو کشور در جریان است. اگر جمهوری اسلامی ایران با اقدامی بهموقع و هوشمندانه به آن پاسخ ندهد، شرایط سختی از نظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای کشور در آیندهای نزدیک ایجاد خواهد شد. فعالکردن مسیرهای جایگزین و سعی در تغییر شرایط کشتیرانی و صنعت حملونقل دریایی کشور میتواند اقدامات همزمان ترکیه و آذربایجان را خنثی کند و خطر قطع دسترسی مستقیم ایران به بازار اروپا را کاهش دهد.»
روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه نخست امروز خود تیتر «اوکراین در معادله ایران و اروپا» را برگزید و نوشت: «سخنگوی دستگاه دیپلماسی از مشاوره و رایزنی طرف ایرانی و اروپایی برای برگزاری دور جدید مذاکرات خبر داده است. این در حالی است که قرار است امروز سهشنبه در ریاض مذاکرات صلح اوکراین بین روسیه و آمریکا برگزار شود. از آنجا که جنگ اوکراین و ادعای طرف غربی مبنی بر همکاری نظامی ایران و روسیه در این جنگ یکی از موانع اصلی به نتیجه نرسیدن مذاکرات تهران و تروئیکای اروپایی به شمار میرود، حال این پرسش مطرح است که اگر مذاکرات صلح اوکراین به نتیجه برسد، آیا میتواند تسریعکننده گفتوگوهای ایران و سه کشور اروپایی بریتانیا، آلمان و فرانسه باشد؟
دور نخست مذاکرات بین ایران و سه کشور اروپایی در حالی نهم آذرماه در ژنو برگزار شد که پروندههای اختلافی زیادی روی میز تهران، برلین، لندن و پاریس قرار گرفته بود؛ از مسائل دوجانبه، هستهای، تحریمها تا دو جنگ غزه و اوکراین. کاظم غریبآبادی، معاون بینالملل وزارت خارجه، پس از پایان مذاکرات روز جمعه نهم آذرماه گفت که توافق شد در آینده نزدیک گفتوگوها ادامه یابد.
در نهایت دوشنبه ۲۴ دیماه طرفین ایرانی و اروپایی بار دیگر در ژنو گرد هم آمدند و مذاکراتی را برگزار کردند که غریبآبادی آن را «جدی، صریح و سازنده» توصیف کرد. در آن نشست توافق شد که گفتوگوها ادامه پیدا کند.
احمدی در پاسخ به اینکه آیا مذاکرات تهران و تروئیکای اروپایی بر روند فعال نشدن مکانیزم ماشه در سال آینده شمسی اثری خواهد داشت یا خیر، توضیح داد: «به نظر میرسد اروپاییها مکانیزم ماشه را فعال خواهند کرد و رابطهشان با آمریکا نیز در حدی خواهد بود که بتوانند روی این موضوع اجماع کنند.» وی افزود تنها در صورتی که تفاهمی بین ایران و غرب یعنی شامل اروپا و آمریکا حاصل شود، میتواند مانع از فعال شدن مکانیزم ماشه شود.
همچنین این کارشناس درباره نشست صلح اوکراین و امکان اثرگذار بودن آن بر مذاکرات ایران با فرانسه، بریتانیا و آلمان گفت: «مساله اوکراین بعید است به این زودیها حل شود و احتمالاً ماهها زمان میبرد. ضمن اینکه تا آن موقع، چگونگی دینامیسم روابط اروپا و آمریکا، مسکو با واشنگتن و بروکسل و وضعیت چین بر بسیاری از مناسبات و تحولات اثرگذار خواهد بود.» احمدی معتقد است که اگر مساله اوکراین حل شود مدتزمانی طول میکشد تا آثاری که بر روابط ایران و اروپا برجای گذاشته و باعث تیرگی مناسبات شده، رفع شود. این دیپلمات پیشین در نهایت گفت مناسبات ایران و بروکسل فعلاً به پیش از جنگ اوکراین بازنمیگردد و در این بین مساله هستهای و مشکلات ایران و آژانس نیز مزید بر علت شده است.»
نظر شما