به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسانههای آزاد، روزنامهها و مطبوعات در هر جامعهای از ارکان توسعه و دموکراسی بهشمار میآید، بر این اساس خبرگزاری ایمنا، مرور عناوین مطبوعات کشور را بهصورت روزانه در دستور کار خود دارد.
روزنامه ایران در صفحه نخست امروز خود با تیتر «پیگیری سطح بالای یک پرونده جنایی» نوشت: «قتل «امیرمحمد خالقی درمیان» دانشجوی نخبه دانشگاه تهران بهدست زورگیران خشن چند بُعد یافت. بُعد اول و مهمتر از دیگر ابعاد، از دست رفتن یک جوان بااستعداد و با آینده بود که از یک استان کمتربرخوردار به تهران آمده بود تا آینده بهتری را بسازد.
وزیر علوم در گفتوگو با «ایران» پس از عذرخواهی از جامعه دانشگاهی و خانواده این دانشجو، به نامهنگاریهای چندین مرحلهای به دستگاههای مختلف برای تأمین امنیت خیابان محل حادثه اشاره کرد. حسین سیمایی صراف اشاره کرد که آخرین نامهنگاری مربوط به دو ماه قبل بوده است، اما دستگاهها حتی نصب یک نورافکن برای نور تاباندن به آن خیابان تاریک، نصب یک دوربین برای ضبط رویدادها و احداث کیوسک پلیس برای امنیت دانشجویان را پیگیری نکردند.
با همه اینها درست چند ساعت پس از وقوع این رویداد همه دستگاههای مسئول در عالیترین سطح به میدان آمدند. به میدان آمدن دستگاهها به گونهای بود که حتی میتوان از «پیگیری ملی یک پرونده جنایی» سخن گفت. اکنون همه طرفهای ماجرا، اعم از مسئولان انتظامی، قضائی، مدیران دانشگاه تهران و وزارت علوم و البته دانشجویان دانشگاه تهران قتل جنایی امیر محمد خالقی را بهطور جدی مورد پیگیری قرار میدهند.
دومین بُعد مثبت ماجرا، واکنشهای به موقع رسانههای داخلی بوده است. برخی از رسانههای داخلی بهسرعت نسبت به این مسئله واکنش نشان دادند، همه ابعاد ماجرا را بررسی کردند، با همه مسئولان و همه طرفهای درگیر پرونده، از پلیس و خانواده امیرمحمد تا دانشجویان و دوستان او و دیگر افراد دخیل در ماجرا، از جمله در وزارت علوم گفتوگو کردند. این گفتوگوها و گزارشها (به عنوان مثال آنچه در شماره روز گذشته روزنامه ایران منتشر شد) با این هدف انجام شد تا تصویری دقیقتر و دربرگیرنده ابعاد بیشتری از این اتفاق را ارائه دهد.
از جمله این ابعاد غیرمرتبط با این پرونده و این ماجرا، میتواند غیردانشگاهی کردن یا سیاسی کردن آن باشد. تلاش برخی رسانههای خارجنشین و برخی در شبکههای اجتماعی ناظر بر همین بود، تلاشی که البته با هوشیاری دانشجویان و همت مدیران سطوح عالی، در ریاستجمهوری، وزارت علوم و قوه قضائیه ناکام ماند.»
روزنامه کیهان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «اجلاس امنیتی مونیخ به میدان جنگ بین آمریکا و اروپا تبدیل شد» نوشت: «اجلاس امنیتی مونیخ که امروز (یکشنبه) به کار خود پایان میدهد زیر سایه بازگشت ترامپ به کاخ سفید و اظهارات معاون وی در این کنفرانس عملاً به میدان جنگی بین اروپا و آمریکا تبدیل شد.
شصتویکمین کنفرانس امنیتی مونیخ امسال با حضور بیش از ۶۰ تن از سران دولتها و همچنین بیش از ۱۰۰ وزیر در شهر مونیخ آلمان در حالی برگزار شد که این کنفرانس رسماً زیر سایه بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید و شعار «اول آمریکا» به میدان جنگ آمریکا و اروپا تبدیل شد. در این کنفرانس مسئله اوکراین به اختلاف اصلی بین دو طرف تبدیل شد. ترامپ اصرار دارد که جنگ اوکراین را بدون حضور اروپا و زلنسکی و تنها با پوتین حل و فصل کند. در آن صورت زلنسکی باید از سرزمینهای تصرف شده از سوی پوتین چشمپوشی کند؛ خبری از پیوستن اوکراین به ناتو هم نخواهد بود و همچنین اروپا باید مسئولیت بیشتری در دفاع از اوکراین بپذیرد. اعلام جنگ تجاری ترامپ علیه اروپا و کنار رفتن اتحادیه اروپا از پرونده اوکراین به شدت باعث خشم مقامات اروپایی شده است. بلومبرگ چند روز پیش به نقل از شماری از مقامات اروپایی نوشت «ترامپ اوکراین را فروخت» و «دیگر نمیتوان به این متحد قدیمی اعتماد کرد.» اختلافات به قدری عمیق شده است که «فرانک والتر اشتاین مایر» رئیسجمهور آلمان در سخنرانی افتتاحیه خود ترجیح داد به جای ترسیم چشمانداز آینده، بیشتر به دولت جدید ترامپ حمله کند. وی در این کنفرانس گفت: «دولت جدید آمریکا جهانبینی بسیار متفاوتی نسبت به ما دارد. دیدگاهی که قوانین تعیین شده، مشارکتهای ایجاد شده و اعتماد را در نظر نمیگیرد. این را نمیتوان تغییر داد و باید پذیرفت و با آن برخورد کرد. به نفع جامعه بینالمللی نیست که این جهانبینی به پارادایم غالب تبدیل شود. قانونگریزی نباید به الگویی برای نظم جدید جهان تبدیل شود.»
بر اساس گزارش «آر. تی»، گزارشهای اخیر رسانهها نشان میدهد که دونالد ترامپ، قصد دارد حضور نیروهای آمریکایی در اروپا را حدود ۲۰ درصد یا ۲۰ هزار سرباز به عنوان بخشی از بازنگری تعهد واشنگتن به حفاظت از اروپا کاهش دهد. طی روزهای گذشته دولت ترامپ از تغییر سیاست قابل توجهی خبر داده و از کشورهای اروپایی خواسته است که در امنیت خود و کیف پیشرو باشند. «بوریس پیستوریوس»، وزیر دفاع آلمان هم، در پاسخ به گمانهزنیها مبنی بر اینکه واشنگتن میتواند نیروهای خود را کاهش دهد، گفت که اروپا باید «سهم اصلی را در بازدارندگی و دفاع متعارف» در این قاره داشته باشد. وی افزود: «در ناتو، توافق کردیم که یک نقشه راه برای سازماندهی انتقال بار از آمریکا به اروپا در سالهای آتی تهیه کنیم و همزمان با هماهنگ کردن آن، از شکافهای امنیتی که حیاتی هستند جلوگیری کنیم.»
نخستوزیر کنونی انگلیس هم در سخنانی که از تنشها میان واشنگتن و لندن حکایت دارد، بر لزوم عضویت اوکراین در ناتو تأکید کرد و موضعی را نشان داد که با موضع دونالد ترامپ متفاوت است.»
روزنامه جوان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «سیاسیبازی روی جان دانشجوی دانشگاه تهران» نوشت: «قتل یک دانشجو در نزدیکی کوی دانشگاه تهران به دست زورگیران مسلح باعث اعتراض برخی دانشجویان دانشگاه تهران در دو سه روز اخیر شده است. معترضان معتقدند که بارها نسبت به روشنایی ناکافی در آن محدوده به امور خوابگاههای دانشگاه اعتراض کردهاند، اما آنها اعتنایی نکردهاند. در این میان، رسانههای معاند با سیاسی نشان دادن اعتراضات، در صدد بهرهبرداری از موضوع هستند. سرپرست دانشگاه تهران هم به جای آرام کردن فضای دانشجویی که به دلیل مرگ مظلومانه یک جوان، طبیعتاً تحت تأثیر احساسات است، با مقایسه این اعتراضات با وقایع کوی دانشگاه در تیر ماه سال ۷۸ روی آن بنزین ریخت.
هفته گذشته دو زورگیر مسلح به سلاح سرد، در کوچهای نزدیک به کوی دانشگاه تهران، جوان دانشجوی ۱۹ سالهای به نام امیرمحمد خالقی را مورد حمله قرار داده تا کوله او را سرقت کنند. گویا آنها با مقاومت جوان مواجه شده و با سلاح سرد او را زخمی میکنند. امیرمحمد پس از فرار دو زورگیر موتورسوار خود را کنار خیابان اصلی میرسد و همان جا بر اثر شدت خونریزی بر زمین میافتد.
این سخنان یادآور نوع برخورد امثال مصطفی تاجزاده با وقایع کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ است که به جای آرام کردن فضا بر خاکستر آن دمیدند تا آتش شعلهورتر شود!
از سوی دیگر کانالها و صفحات مجازی وابسته به سازمان تروریستی منافقین هم به زعم خویش خود را به معرکه رساندند تا از ماهیگیری در آب گلآلود عقب نمانند. این صفحات مجازی با انتشار پیامی به نام مسعود رجوی که اصلاً زنده و مردهاش معلوم نیست! دانشجویان را به حضور در خیابان دعوت کردند.
بسیاری اوقات سیاسیبازی ضدانقلاب باعث به انحراف کشیده شدن و امنیتی شدن مطالبات صنفهای مختلف در ایران شده است.»
روزنامه وطن امروز در صفحه نخست امروز خود تیتر «ترامپ توخالی» را برگزید و نوشت: «روز شنبه ششمین مرحله از تبادل اسرا میان حماس و رژیم صهیونیستی انجام شد؛ تبادلی که در پی آن ۳۶ اسیر فلسطینی محکوم به حبس ابد و ۳۳۳ اسیر فلسطینی اهل غزه که پس از ۷ اکتبر بازداشت شده بودند، در ازای ۳ اسیر صهیونیست آزاد شدند. طبق لیست اسرای آزاد شده ۲۹ نفر از اسرای فلسطینی از کرانه باختری و ۷ نفر از قدس اشغالی و حومه آن هستند و ۲۴ اسیر هم به خارج از فلسطین تبعید میشوند. این اسرا از زندان فوق امنیتی عوفر رها شده و به رامالله تحویل داده شدند.
طبق گزارشات رسانههای فلسطینی، صهیونیستها به شکلی وحشیانه هنگام آزادسازی اسرای فلسطینی رفتار کرده و با تیراندازی و شلیک گاز اشکآور اسرا را بدرقه کردند. غیر از اکثریت اسرای اهل غزه، اکثر اسرای اهل کرانه باختری تبعید شده و به کشوری دیگر منتقل خواهند شد؛ مسألهای که نشاندهنده ترس و وحشت صهیونیستها از فلسطینیان مبارزی است که طی سالها در زندانهای رژیم اشغالگر شکنجه شده و اکنون تحت فشار حماس مجبور به رها کردن آنها شدهاند؛ اسرایی که قرار بود تا پایان عمر در زندانهای فوق امنیتی رژیم اشغالگر تحت شکنجه و در سلولهای انفرادی قرار گیرند اما در نهایت آزاد شدند.
این مرحله از تبادل در حالی انجام شد که پیش از این و طی روزهای گذشته سخنگوی جنبش حماس، ابوعبیده از توقف تبادل اسرا به دلیل نقض مکرر آتشبس از سوی رژیم صهیونیستی خبر داده بود؛ نقض آتشبسی که شامل جلوگیری از ورود کمکهای تعیین شده به نوار غزه، ممانعت از بازگشت فلسطینیان به شمال غزه و آتش گشودن زمینی و هوایی به اهالی غزه بود.
ترامپ همچنین تأکید کرد حماس باید تمام اسرای صهیونیست را آزاد کند؛ اقدامی که جنبش حماس انجام نداد و طبق لیست از پیش اعلام شده و در ازای اجرای توافق آتشبس تنها ۳ نفر از اسرای شهرکنشین را مبادله کرد.
نیروهای حماس همچنین با پیشبینی تلاش دولت رژیم صهیونیستی برای مظلومنمایی، اقداماتی را انجام دادند. مقاومت فلسطینی در غزه با رفتار مناسب با اسرا و نشان دادن تصاویر مناسب از مراسم تبادل اسرا توانست فضا را مدیریت کرده و در نهایت نیز با اهدای سکه طلا به اسیری که فرزندش در طول اسارت وی در غزه به دنیا آمده بود، رفتار انسانی خود با اسیران صهیونیست را به نمایش گذاشت و دور ششم تبادل با شرایطی که جنبش حماس و مقاومت اسلامی فلسطین تعیین کرده بود، اجرایی و مشخص شد ابتکار عمل همچنان با مقاومت است.»
روزنامه شرق در صفحه نخست امروز خود تیتر «دوربرگردان تهران و دمشق» را برگزید و نوشت: «محمدرضا رئوفشیبانی، نماینده ویژه وزیر امور خارجه کشورمان در امور سوریه، درباره اظهارات اخیر اسعد حسن الشیبانی، وزیر امور خارجه دولت انتقالی سوریه، مبنی بر تبادل پیام با تهران عنوان کرد «جمهوری اسلامی ایران به صورت غیرمستقیم با دمشق در ارتباط است و پیامهایی نیز دریافت کردهایم». شیبانی که با هدف مذاکره با مقامات روس به مسکو سفر کرده است، شامگاه جمعه دراینباره افزود «نگاه ما به تحولات سوریه و بازگشت روابط با دمشق، نگاهی رو به آینده است».
در حالی نماینده ویژه وزیر امور خارجه کشورمان در امور سوریه مذاکرات با طرفهای روس درباره تحولات سوریه را در دستور کار دارد که نهم بهمن ماه / ۲۸ ژانویه ۲۰۲۵، شاهد نخستین سفر یک هیئت عالیرتبه روسیه به سوریه از زمان کنار رفتن بشار اسد بودیم. همچنین کاخ کرملین روز چهارشنبه گذشته اعلام کرد ولادیمیر پوتین با احمد الشرع، رئیس دوره انتقالی سوریه، به صورت تلفنی گفتوگو کرده و از آمادگی روسیه برای کمک به بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی سوریه ازجمله تأمین کمکهای بشردوستانه خبر داده است. رئیسجمهور روسیه در این گفتوگو «بر موضع اصولی روسیه در حمایت از حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه تأکید کرد.» همچنین کرملین خبر داده که گفتوگو میان پوتین و جولانی «سازنده، جدی و کاری» بود و طرفین درباره ادامهیافتن گفتوگوها توافق کردند. پوتین همچنین برای جولانی در حل مشکلاتی که حاکمان جدید سوریه با آن مواجه هستند، آرزوی موفقیت کرد. این اولین تماس تلفنی پوتین و جولانی پس از سقوط دولت «بشار اسد»، رئیسجمهوری پیشین سوریه، است.
من در طول تمام سالهایی که شاهد جنگ داخلی در سوریه بودیم، هم در مصاحبه و هم در نوشتههایم مخالف ورود ایران به تحولات سوریه بودم. از همان روز اول من این مخالفت را عنوان کردم که نباید در تحولات این کشور دخالت مستقیم داشت و بارها تأکید کردم که در تحولات سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ سوریه، ایران باید یک نقش غیرمستقیم و در حد میانجیگر داشته باشد. با وجود تمام این انتقادات و مباحث مطرحشده، ایران سیاستهای خود را پی گرفت و در کنار روسیه و خود حکومت اسد جز متهمان در تحولات سوریه معرفی میشود؛ یعنی اکنون ایران، روسیه و حکومت اسد متهمان تحولات آن سالها قلمداد میشوند. البته باید تحولات آن سالها و نحوه نقشآفرینی ایران را به شکل جداگانه بررسی کرد. ولی فعلاً موضوع اصلی اینجاست که نزد برخی مثلث ایران، روسیه و حکومت اسد، مقصران آن سالها هستند. هرچند در طرف مقابل جنایتهای بیشماری صورت گرفت. ما نباید کشتار و بیرحمیهای داعش را فراموش کنیم. با وجود این مسئله در حال حاضر سوءتفاهمهای بسیار زیادی از سوی افکار عمومی و مردم سوریه در قبال ایران وجود دارد و همین موضوع شاید دست حکومت جدید سوریه را هم برای احیای روابط با تهران ببندد. بنابراین برای مدیریت و کنترل مناسبات، بهترین گزینه فعلاً استفاده از میانجیگر و واسط و همچنین رد و بدل پیغامهای غیرمستقیم است تا ببینیم در آینده چه وضعی پیش خواهد آمد.»

روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه نخست امروز خود تیتر «دلال قدرت در نظم نوین جهانی» را برگزید و نوشت: «همزمان با تلاش دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای پایان دادن به جنگ اوکراین و تغییر نظم خاورمیانه، یک رهبر جهانی در قلب هر دو طرح قرار دارد: محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی.
نشریه بلومبرگ ۱۵ فوریه در گزارشی به قلم سم داغر، فیونا مکدونالد و پیتر مارتین مینویسد: محمد بن سلمان بهعنوان حاکم واقعی پادشاهی نفتخیز عربستان، یکی از معدود چهرههای قدرتمند جهانی است که روابط نزدیکی هم با ترامپ و هم با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، دارد. درحالیکه بیشتر رهبران عرب او را شخصیتی کلیدی برای مدیریت یک آمریکای غیرقابلپیشبینی میبینند، این موقعیت باعث شده ریاض محتملترین مکان برای نشست احتمالی ترامپ و پوتین درباره اوکراین باشد و محمد بن سلمان را در مرکز واکنش منطقهای به پیشنهادهای جنجالی ترامپ درباره غزه قرار دهد.
روابط ولیعهد ۳۹ ساله با ترامپ نشاندهنده تغییر چهره او از یک فرد مطرود در سطح بینالمللی، پس از قتل جمال خاشقجی به یک صلحطلب بالقوه است. تبدیل شدن به واسطه منتخب رئیسجمهور آمریکا در منطقه، جایگاه داخلی و جهانی محمد بن سلمان را تقویت میکند و همزمان با باور دیرینه عربستان همخوانی دارد که ثبات منطقهای سرمایهگذاری خارجی را جذب کرده و به تحقق برنامههای اقتصادی بلندپروازانه پادشاهی کمک میکند. به گفته دو منبع آگاه از دیدگاههای ولیعهد، محمد بن سلمان معتقد است که رویکرد برهمزننده ترامپ ممکن است همان چیزی باشد که برای حل درگیریهای خاورمیانه و دیگر نقاط جهان مورد نیاز است.
ترامپ روز چهارشنبه اعلام کرد که «احتمالا» در آیندهای نزدیک با پوتین در عربستان دیدار خواهد کرد. این اظهارات پس از تماس تلفنی او با رهبر روسیه مطرح شد که زمینه را برای مذاکرات درباره پایان جنگ سهساله فراهم کرد. اگر این نشست در عربستان برگزار شود، تصویری را که ریاض به دنبال ترسیم آن بهعنوان میزبان نشستهای بینالمللی است، تقویت خواهد کرد.
پادشاهی عربستان تاکنون میزبان مذاکرات سطح بالا درباره راهحل دو دولتی در مناقشه اسرائیل و فلسطین، آینده سوریه و پایان جنگ سودان بوده است. در صورت میزبانی از ترامپ و پوتین، عربستان نقشی مشابه سنگاپور در دور اول ریاستجمهوری ترامپ ایفا خواهد کرد، جایی که او با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، دیدار کرد.
در این میان محمد بن سلمان اهداف خود را دنبال میکند. ولیعهد سعودی مدتهاست که به دنبال توافقی در زمینه همکاریهای دفاعی، فناوری و هستهای با ایالات متحده است. واشنگتن نیز چنین توافقی را مشروط به عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل دانسته است.»
نظر شما