به گزارش خبرنگار ایمنا از کاشان، در میانه کویر مرکزی ایران، که مردمانش، دل به آسمان داده اند، شهر تاريخي نوش آباد، از جمله مناطقي است كه مردمانش آيين هاي ديرينه اجداد و نياكان شان را پاس مي دارند و سحرخواني رمضان و سقاخواني ماه محرم، از جمله اين مناسك است.
قرن ها، رسم نيكويي در اين شهر مرسوم بود كه چون رمضان الشريف مي رسید، موذنان، به سنت نجواي سحرگاه پيامبر خاتم (ص) و طنين شبانگاهان امير دو عالم حضرت امام علي(ع)، ساعتي پيش از اذان صبح، جان را در خنكاي آستان حق روانه مي كردند و سنت شريف "سحرخواني" را برپا مي داشتند تا مباد آنکه مومني از كاروان روزه گزاران باز ماند.
خاطره بود آنجا که يك رمضان را ميهمان نوش آباد می شدی، در تاريكي شب، صدايي تو را به خويشتن خويش مي خواند، تو گويي كه فرشته اي شده اي، تا به آستان جانان بال بگشايي.
در طی همه سال ها، بی حضور تکنولوژي، موذنان پیر ، دل به دلدار سپرده و راه زمین به آسمان می گشودند اما چه زود که انسان درعصر تکنولوژی، همتی همرکاب با کاروان توحید پوی نبود و خسته راه شده است.
چه خوش دعوتي بود طنين حنجره پيران سالخورده نوش آباد، كه بي اطلاع از رديف هاي آوازي، ساعتي مانده به سحر از بلنداي ماذنه مسجد يا بام منزل با خواندن ادعيه صحيفه سجاديه با صوت آسماني خويش، سنت سحرخواني را به رسم پيشينيان خود برپا مي داشتند.
در اين سال ها، سحرخواني نوش آباد، با نام "حاج علي چاوشيان" گره خورده بود، كه ماه رمضان هر سال از ماذنه مسجد امام حسين(ع) سحرخواني مي كرد.
موذنی که ۶ دهه از عمرش را به پيروي از ميراث پدري اش سحرخواني كرده است، سحر خواني و دعاي سحر را خودش مي خواند اما اذان صبح را برادرش "حاج حسن". و چه افتخارش بود که، هر دو برادر، سهمي از صدقه جاريه پدر مي بردند.
حاج حسين عمارتي، ديگر سحرخوان نوش آبادي بود كه از انتهای کوچه مسجد تاریخی امام علی علیه السلام، از پشت بام منزلش، با صوتي حزين اما دلنشين، همسايگان را به ميهماني خدا دعوت مي كرد.
استاد "حسن نجارزاده" نيز، سال ها از زير كاشي هاي فيروزه اي ماذنه بلند مسجد علي بن ابي طالب(ع)، بانگ توحيد بر مي آورد تا راه زمين به آسمان همچنان واگشوده ماند.
اما امسال دیگر هیچ صدایی به سحرخوانی شنیده نشد و دریغا که ما، عاجز از درک این معنا، که سحرخوانان نوش آبادی كه با وجود كهولت سن، بر تاريكي شب زده و فضيلت آسماني شدن را در کجا جستجو مي كنند.
و صد افسوس كه در اين تماشاي ما زمينيان خفته در عصر تكنولوژي، سنتي ديگر به فراموشي سپرده مي شود، چرا كه چشمان تنگ و زمانزده ما چيزي بيشتر از ساعت و رايانه و نظاير آنرا نمي بيند و هر روز كه مي گذرد، بيشتر به تاريكي عادت مي كند، از اينروست كه آيين روشني و روشني بخشي را فراموش كرده ايم.
و چه زيباست آن رمضان كه همه ايرانيان خداجوي، در سياهي و سكوت شب هم نفس سحرخوانان نوش آباد، طنين الهي انت دعوتني اليك ...، بشنوند و در سماع روحاني آن، خداي را به خويش بخوانند: "من اين لي الخير يا رب، و لا يوجد الا من عندك"./20
پس از قرنها؛
مهر خاموشی بر لبان سحر خوانان نوش آباد زده شد
سکوت منارهها در خاموشی سحرخوانان نوش آباد

خبرگزاری ایمنا: رمضان را شرافتی است که هر سال، زمینیان جدا مانده از اصل خویش، در جستجوی اصل خویش، آفاق و انفس را به سیر می نشینند و آسمانيان در حسرت این تماشاٰ، فرشی از نور افکنده، تا راه عرش را بنمایند و آدمیان در کنگره خلیفه الهی خویش، هریک به نوعی آیینی و مرامی است.
کد خبر 70275
نظر شما