شهادت رهبر انقلاب؛ گذار از انسداد تاریخی به افق گشوده انسان معاصر در نبرد رمضان

وقوع جنگ رمضان و شهادت رهبر معظم انقلاب، یک رخداد وجودی در تاریخ معاصر ایران و منطقه است. استاد طاهرزاده، به تبیین این مسئله می‌پردازد که چگونه این شهادت، فراتر از میزهای محاسباتی قدرت، تفکرِ مقاومت را به تمامیتِ زندگی مردم تسری داده‌ است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میانه هیاهوی نظامی و تهاجم جبهه استکبار در جنگ رمضان، پرسشی بنیادین فراروی وجدان بیدار ملی قرار گرفته است: ما کجای این تاریخ ایستاده‌ایم؟ حقیقت آن است که رویارویی امروز ما با جبهه صهیونیسم و آمریکا، پیش از آنکه نبردی بر سر جغرافیا باشد، نبردی بر سر بودن و معنا است.

مسئله محوری اینجاست که دشمن با تکیه بر منطق ترس از مرگ (جوهر فکری یهودی‌گری تحریف‌شده)، قصد دارد اراده ملت را به زنجیر بکشد، اما شهادت رهبری، این منطق را واژگون کرد. این رخداد، مردم را به ساحت ماورای مرگ و زندگی دنیایی پرتاب کرد تا جهانی را تجربه کنند که در آن پیروزی نه در انتهای جنگ، بلکه در همان لحظه نخست ایستادگی حاصل شده است. پیروزی ما در این جنگ، تنها تصرف زمین نیست؛ بلکه شکست خوردنِ اهداف دشمن در درهم‌شکستن اراده مقاومت است. وقتی ملتی از ایستادگی کوتاه نمی‌آید، دشمنِ پیروزمند در محاسبات مادی، شکستی تاریخی را در ساحت معنا تجربه می‌کند.

در همین راستا استاد اصغر طاهرزاده، در سخنانی اظهار کرد: آری! امت دارد خود را پیدا می‌کند. به شهادتی فکر کنید که سرنوشت منطقه را تغییر می‌دهد، زیرا شهادتی بود در بستر مقاومت و با توجه به این امر باید از خود بپرسیم چگونه در رُخداد شهادت رهبرمان باید حاضر شویم؟ آیا در حقیقت می‌توان به این نکته فکر کرد که آن مرد بزرگ، خودش با نظر به نتایجی که شهادت او پیش آورد؛ شهادت خود را رقم زد؟ بدین معنا که در مقابل جبهه استکبار و صهیونیسم سینه سپر کرد و فرمود: «تسلیم نمی‌شویم» و «کوتاه نمی‌آییم» و نتیجه این سلحشوری از یک طرف در فرهنگ توحیدی موجب شهادت آن رهبر عظیم الشأن شد و از طرف دیگر حضور مردمی سلحشور در خیابان‌ها و میدان‌های شهر تا آینده‌ای شکل بگیرد و تاریخی به ظهور آید که ادامۀ استکبار و صهیونیسم نیست.

وی افزود: آیا به این نکته فکر کرده‌ایم که شهادت در جایی حاضر می‌شود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر تبیین و روشن و معنا می‌شود و این است که ملاحظه می‌کنید با نظر به شهادتِ آن رهبر عظیم الشأن، مردم ما «ماورای مرگ و زندگی در دنیا» خود را احساس می‌کنند و این یعنی عبور از یهودی‌گری که به شدت از مرگ می‌ترسد و هر روز هزار مرتبه می‌میرد و بی‌تاریخی و بی‌آیندگیِ خود را تجربه می‌کند.

این کارشناس فلسفه ادامه داد: به شهادتِ شهادت‌ها که با شهادت حاج قاسم سلیمانی شروع شد و به شهادت رهبر معظم انقلاب رسید؛ باید فکر کرد، از آن جهت که «شهادت در جایی حاضر می‌شود که تفکری در میان باشد» تفکری که متذکر آینده‌ای است که انسان‌ها با نظر به انسان‌های کامل معنای حقیقی انسانیت را مدّ نظر دارند و به آینده‌ای می‌اندیشند که یهودی‌گری به کلّی از آن بیگانه و محروم و بی‌آینده است.

طاهرزاده مطرح کرد: ما در همان روز اول پیروز شدیم؛ به آینده تهاجمی فکر کنید که در جنگ رمضان از طریق آمریکا و رژیم صهیونی به ما شد که اگر آن‌ها در این تهاجم به اهداف خود که از قبل تعیین کرده‌اند؛ نرسند، شکست خورده‌اند و ما تنها اگر در بستر مقاومتی که پیش آمده تسلیم نشویم و کوتاه نیاییم؛ پیروز خواهیم بود و از این جهت می‌توان گفت ما در همان روز اول پیروز شدیم و در ادامه با نظر به آینده تاریخی که پیش آمده به‌دنبال تفصیل‌دادنِ پیروزی اولیۀ خود هستیم.

وی بیان کرد: از آن جهت می‌توان گفت آن‌ها پیروز نشده‌اند، زیرا به اهدافی که در نظر داشتند، نرسیده‌اند و این است معنای این‌که ما از همان روز اول در این مقابله پیروز شده‌ایم و این لطف بزرگی است که برای ما پیش آمده است. آری این در صورتی است که متوجه جایگاه تاریخی آن تهاجم و این مقاومت عظیم بشویم و فردایی را مد نظر قرار دهیم که برای آمریکا به‌عنوان ابر قدرتِ شکست خورده در پیش است و ناکامی برای اسرائیلی که بنا داشت در همه منطقه غرب آسیا به‌عنوان قدرت برتر حاضر شود. این است آینده‌ای که باید با تفکر تاریخی در این زمانه نسبت به جایگاه ایران اسلامی مد نظر داشته باشیم.

این کارشناس فلسفه اشاره کرد: همه ملت به نحوه‌ای خاص عزّت‌مند شده‌اند؛ به نحوه‌ای از بودن بیندیشیم که با شهادت انسان‌های بزرگ پیش می‌آید، حیاتی که همه ملت به نحوه‌ای خاص از آن طریق عزت‌مند خواهند شد و این یعنی «حیات» و باز حیات».

طاهرزاده تصریح کرد: چه خوب است تا در افق کربلاییِ تاریخِ خودمان تأمّل کنیم و ببینیم بین کربلایِ تاریخی حضرت اباعبدالله علیه‌السلام و کربلای ما که با شهادت رهبر انقلاب پیش آمد، چه نسبتی وجود داریم؟ و از این جهت به آینده تاریخی خود فکر کنیم.آیا آن یگانگی که یاران حضرت توانستند در نسبت با حضرت در کربلا از خودشان شکل دهند، ما می‌توانیم آن حضور را با افقی که رهبر انقلاب شهیدمان برای ما به ظهور آوردند، احساس کنیم؟ به سخن آن رهبر شهید بیندیشیم که فرمودند: «شهدا مایه رونق حیات معنوی‌اند در کشور.حیات معنوی یعنی روحیه، یعنی احساس هویّت، یعنی هدف‌داری، یعنی به سمت آرمان‌ها حرکت‌کردن، عدم توقّف؛ این کار شهدا است؛ …وقتی می‌روند، با جان خودشان: «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّاخَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون؛»… معنویّت‌شان، صدای‌شان تازه بعد از رفتن بلند می‌شود. نطق شهدا بعد از شهیدشدن باز می‌شود، …با ماها دارند سخن می‌گویند…اگر این پیام را بشنویم، روحیه‌ها قوی خواهد شد، حرکت، حرکت جدّی‌ای خواهد شد ....»(۱۴ آبان ۹۷)

وی افزود: و مردم ما در این روزها و شب‌ها حضور جدّی آن رهبر شهید را به خوبی احساس می‌کنند تا از آینده‌ای که در پیش است، غفلت نکنند.

شهادت رهبر انقلاب؛ گذار از انسداد تاریخی به افق گشوده انسان معاصر در نبرد رمضان

این کارشناس فلسفه بیان کرد: چیزی نمی‌گذرد که ملاحظه خواهید کرد افرادی که نسبت به جبهه مقابله با اسرائیل و آمریکا بی‌تفاوتند، خودشان از خودشان بدشان می‌آید، زیرا در شخصیت انسانی و فطرت الهی خود که انقلاب اسلامی آن را برای آن‌ها گشود حاضر نشدند و این است که می‌توان گفت مقابله ما با جبهه استکبار و صهیونیسم معنای گمشده بشر جدید را به او برمی‌گرداند تا در آینده‌ای حاضر شود که زندگی معنای حقیقی خود را دارد و آن حضوری است در «اکنون بیکرانه جاودان» که هرکس در خود و در نسبت با انسانیت دیگران احساس می‌کند. انسانیتی که نماد نهایی آن، انسان کامل یعنی حضرت صاحب الأمر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه می‌باشند و این یعنی به ظهورآمدنِ آینده‌ای که ظلمانی‌ترین جبهه در نفیِ انسانیت انسان‌ها یک طرف و نورانی‌ترین جبهه در پاسداشت انسانیتِ انسان‌ها در طرف دیگر قرار می‌گیرد؛ تاریخی که با شهادت رهبر انقلاب آغاز شد تا به آن نهایت برسد.

به گزارش ایمنا، جنگ رمضان و شهادت جانسوز رهبر انقلاب، اگرچه در ظاهر ضایعه‌ای عظیم است، اما در باطنِ تاریخ، موجب تشخص و عزت‌مندی هرچه بیشتر ملت ایران شده است.

ما اکنون در وضعیتی هستیم که پیروزیِ آغازین خود را به سمت یک پیروزیِ حداکثری و تفصیلی پیش می‌بریم. نطق شهدا امروز بلندتر از همیشه شنیده می‌شود و ما را فرا می‌خواند تا با درک جایگاه تاریخی خود، از آینده‌ای که در آن انسان معاصر به معنای حقیقی انسانیت بازمی‌گردد، غفلت نکنیم. این تاریخ، ادامه استکبار نیست؛ بلکه طلوعِ دوباره حقیقتی است که با خون پاکان، آبیاری و تثبیت شده است.

کد خبر 961858

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.