سنگر زنانه در دلِ هیاهوی جنگ/ اینجا دست‌ها بی‌وقفه کار می‌کنند

جنگ که آغاز شد، آنها هم به دور هم جمع شدند، باید کاری می‌کردند هر چند کوچک در راه دفاع از کشورشان، شاید کسی اینجا اسلحه به دست نگرفته باشد، اما اینجا هم یک سنگر است؛ سنگری زنانه، سلاح‌های این سنگر چیز دیگری است: دست‌هایی که کار می‌کند،  دل‌هایی که همدل شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از زنجان، ساعت یک ربع به دو بعداز ظهر است، هوا آرام است، اما ذهن من آرام نیست. از صبح تا همین لحظه، فکر جنگ لحظه‌ای رهایم نکرده. خبرها، تصاویر، حرف‌ها… همه در ذهنم می‌چرخند، در همین فکرها غرق شده‌ام که ناگهان مقابل درِ خانه‌ای می‌رسم.

درِ خانه به روی همه باز است و قدم که داخل می‌گذارم، نخستین چیزی که به گوشم می‌رسد، صدای هماهنگ چند زن است؛ «مرگ بر آمریکا… مرگ بر اسرائیل…»

صداها با هم آمیخته‌اند؛ صدای دعا، صدای خنده‌های کوتاه، صدای باز شدن بسته‌های آجیل و خش‌خش پلاستیک‌ها. چند نفر دور یک سفره بزرگ نشسته‌اند و با سرعت مشغول بسته‌بندی آجیل هستند.

در همان حال که دست‌هایشان بی‌وقفه کار می‌کند، زیر لب برای سلامتی رزمندگان دعا می‌کنند و هر از گاهی شعار می‌دهند.

صحنه‌ای که می‌بینم ناگهان مرا به یاد سکانسی از فیلم «ماجرای نیمروز» می‌اندازد؛ همان لحظه‌هایی که زنان در پشت جبهه‌ها بی‌صدا اما پرقدرت مشغول پشتیبانی از رزمندگان بودند، زنانی که شاید اسلحه به دست نداشتند، اما ستون محکم پشت جبهه بودند.

سنگر زنانه در دلِ هیاهوی جنگ / اینجا دست‌ها بی‌وقفه کار می‌کنند

اینجا هم همان حال و هواست، با مهربانی دعوتم می‌کنند کنارشان بنشینم. انگار سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم، صمیمیتشان عجیب است. از روزهایی که گذرانده‌اند برایم می‌گویند.

از صبح‌هایی که خیلی زود آغاز می‌شود؛ وقتی هنوز شهر کاملاً بیدار نشده، آنها جمع می‌شوند تا غذا بپزند و بسته‌های حمایتی آماده کنند، قابلمه‌های بزرگ، سفره‌های طولانی و دست‌هایی که بی‌وقفه کار می‌کند.

از ظهرهایی که با کار و تلاش می‌گذرد؛ بسته‌بندی کمک‌ها، آماده کردن اقلام، هماهنگی برای ارسال، از غروب‌هایی که در خیابان، کنار مردم، با شعار «مرگ بر آمریکا» افطار می‌کنند؛ افطاری ساده اما پر از حس همدلی و از شب‌هایی که به موکب‌ها می‌روند؛ جایی که خدمت‌رسانی تا دیر وقت ادامه دارد، چای می‌ریزند، غذا توزیع می‌کنند، از نیروها پذیرایی می‌کنند و دوباره فردا را برای کار بیشتر برنامه‌ریزی می‌کنند.

در چهره‌هایشان چیزی می‌بینم که کمتر در جایی دیده‌ام؛ روحیه‌ای عجیب، انرژی‌ خستگی‌ناپذیر و استقامتی مثال‌زدنی که برای میهن و برای وطن و برای ایستادگی در مقابل دشمن است.

سنگر زنانه در دلِ هیاهوی جنگ / اینجا دست‌ها بی‌وقفه کار می‌کنند

شاید کسی اینجا اسلحه به دست نگرفته باشد، اما اینجا هم یک سنگر است؛ سنگری زنانه، سلاح‌های این سنگر چیز دیگری است: دست‌هایی که کار می‌کند، دل‌هایی که همدل شده‌اند، زبان‌هایی که برای پیروزی کشور و سلامتی رهبر انقلاب به دعا می‌چرخد و اراده‌ای که برای پشتیبانی از رزمندگان لحظه‌ای متوقف نمی‌شود.

اینجا زنانی هستند که بی‌هیاهو، اما با ایمان و باور، بخشی از جبهه‌ دفاع از کشور هستند؛ اینجا سنگر زنانه است؛ سنگر زنانی که با تمام توان ایستاده‌اند.

کد خبر 959344

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.