به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، در کوچههای قدیمی محله دروازه ری قم، میان دیوارهای گِلی و صدای اذان حرم حضرت معصومه (س)، کودکی رشد میکرد که بعدها به یکی از نامدارترین فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد؛ امیر سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی، فرزند قم و فرزند انقلاب.
امیر سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی از فرماندهان باسابقه و مؤثر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، فرزند شهر قم و محله دروازه ری، پس از سالها مجاهدت نظامی، مدیریتی و علمی، سرانجام در مسیر دفاع از امنیت و عزت ملی به شهادت رسید؛ شهادتی که اگرچه اندوهی عمیق بر دل مردم ایران نشاند، اما برگ زرین دیگری بر تاریخ ارتش و انقلاب اسلامی افزود.
«من یک سرباز ایرانی هستم؛ بارها اگر برای این مردم و اعتقاداتشان کشته شوم، باز هم دوست دارم زنده شوم و دوباره در فدای این مردم شوم» این جملات آشنا از زبان فرماندهی بزرگ و شهیدی گرانقدر بیان شد.
امیر موسوی سالهایی سخت و دشوار از مبارزه در هشت سال دفاع مقدس تا جنگ دوازدهروزه را پشت سر گذارند تا در نخستین روز جنگ رمضان، جانفدای مردم شود.

ریشه در خاک قم، پرواز در آسمان ایمان
سید عبدالرحیم موسوی سال ۱۳۳۸ در شهر قم متولد شد، شهری که تربیت در دامان روحانیت و تنفس در هوای حرم و مسجد جمکران، از او مؤمنی ولایتمدار و سربازی اهل بصیرت ساخت.
او اصالت خود را تنها در جغرافیای تولد نمیدید، بلکه هویت واقعیاش را در پیوندی عمیق با فرهنگ اهلبیت (ع) جستوجو میکرد، فرهنگی که شجاعت را در کنار اخلاص معنا میکند.
همین تربیت معنوی بود که روح او را از همان جوانی برای سربازی ولایت مهیا کرد، وقتی آتش جنگ تحمیلی شعلهور شد، او بیدرنگ لباس رزم پوشید و به جبهههای جنوب و غرب رفت؛ جایی که ۹۶ ماه تمام، در خط مقدم ایستاد و تجربهای عمیق از فداکاری و فرماندهی اندوخت.
فرماندهی از سنگر تا ستاد
پس از جنگ، مسیر او از میدان نبرد به میدان علم و برنامهریزی راه پیدا کرد، نخست در دانشگاه افسری امام علی (ع) به تربیت افسران پرداخت و بعدها در مقام فرمانده همان دانشگاه، نسلی مؤمن و کاردان را پرورش داد. شاگردان دیروز او، امروز در بالاترین ردههای ارتش خدمت و هنوز از «اخلاق و صلابت آقاسید» یاد میکنند.
با ارتقای رتبه و تجربه، مسئولیتهای کلانی بر دوش او نهاده شد؛ معاون آموزش و طرح و برنامهی نیروی زمینی، ریاست مرکز مطالعات راهبردی ارتش، جانشینی فرمانده کل آجا و سپس جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح؛ در همه این مراحل، دغدغهاش تنها یک چیز بود «تعادل میان قدرت نظامی و ایمان انسانی».
او باور داشت که «سرباز حقیقی با اسلحه نمیجنگد؛ با ایمان و عشق به وطن میجنگد.» این باور نهتنها شعار بلکه روح رفتار و تصمیمهایش بود.

سادهزیست در اوج مسئولیت
زندگی شخصی او روایت روشنی از سادگی و بیتعلقی است، برای گفتوگو درباره سردار به همراه جمعی از اصحاب رسانه به خانهاش در یکی از محلات شهر قم رفتیم، خانه ساده بود و جو صمیمی، پسرش میگفت آنقدر که در این محفلهای بعد از شهادت پدرش از او خاطره شنیده است، خودش از سپهبد خاطره ندارد. پدری که سالها عمرش را در صحنه جهاد سر کرد و حالا برای پسرش یک حسرت دارد.
برادرش که بسیار شبیه سپهبد است با لحنی استوار از خلق و خوی او میگوید «سید به هیچ وجه در قید و بند مادیات نبود؛ وقتی خانه سازمانی سادهای انتخاب کرد، گفتم چرا بهترش را نمیگیری؟ خندید و گفت، من همیشه آخر صف انتخاب میایستم، چون سهم من همان چیزی است که برای دیگران باقی میماند.»
مردمداری، خوشرویی و فروتنیاش میان فرماندهان کمنظیر بود و با وجود مسئولیتهای سنگین، جلسات صمیمی با دوستان و همرزمانش را ترک نمیکرد، هم رزمانش او را از خوش اخلاق ترین فرماندهان میدانند و کسی که همچون او به سادگی یافت نمی شود.
دانش و فرماندهی در کنار هم
موسوی نهتنها در میدان بلکه در عرصه علم نیز پیشتاز بود، در سه مقطع اصلی آموزش نظامی ارتش رتبه اول شد، دوره فرماندهی و ستاد (دافوس) را با رتبه ممتاز به پایان رساند و سپس دکترای مدیریت دفاع ملی گرفت؛ او میدانست که ارتش نوین، نیازمند تفکر علمی و رویکرد راهبردی است.
همین تفکر سبب شد تا ساختار آموزشی و عملیاتی ارتش در دوران او دچار تحولی اساسی شود، از شکلگیری قرارگاه مشترک پدافند گرفته تا توسعه برنامههای آموزش مدرن، همه با نگاه تحولگرای او پیش رفت.
فرمانده کل ارتش در تراز انقلاب
شهریور ۱۳۹۶ و با حکم مستقیم رهبر شهید انقلاب، امیر سرتیپ سید عبدالرحیم موسوی به درجه سرلشکری و سمت فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.
در حکم فرماندهی معظم کل قوا آمده بود «انتظار میرود در دوران فرماندهی شما با رویکرد تحولی و انقلابی، ارتقای توان رزمی و تعالی معنوی ارتش شتاب گیرد.»
او مأموریت خود را از همان ابتدا بر این مبنا تنظیم کرد؛ بازدیدهای میدانی بیوقفه، احیای ساختارهای عملیاتی، افزایش آمادگی نیروها و ایجاد همافزایی میان سپاه و ارتش، نمونههایی از دوران پرکارش بود.

شهادت در مسیر جهاد
تقدیر بر آن بود که این فرمانده مؤمن، همچون بسیاری از یارانش، بدرقه راهش را با خون بنویسد، روز نهم اسفند ۱۴۰۴، مصادف با دهم رمضان ۱۴۴۷ قمری، امیر سپهبد سید عبدالرحیم موسوی در جلسه شورای عالی دفاع، بر اثر حمله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسید؛ همانجا که ایستاده بود تا از امنیت و عزت ایران دفاع کند.
شهادت او، دلهای بسیاری را لرزاند اما غرور و ایمان را در دل مردم قم دوچندان کرد، شهری که او در آن زاده شد، دوباره به دیدار فرزند خود رفت؛ اینبار بر دستان هزاران نفر که با اشک و شعار، بیعتی دوباره بستند.
بازگشت به خانه، جاودان در تاریخ
پیکر مطهرش در خاک قم و در صحن بانوی کرامت آرام خواهد گرفت، آنجا که روزی از آنجا برخاسته بود، دوباره به آن بازگشت؛ اما نه بهعنوان یک کودک قمی بلکه به عنوان قهرمانی ملی و فرماندهی آسمانی.
نام سید عبدالرحیم موسوی امروز بیش از آنکه در میان فرمانها و مدالها بدرخشد، در دل مردم و در دفتر افتخارات ارتش جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است، او مردی بود که قدرت را در ایمان میدید و افتخار را در خدمت.
نظر شما